نسانه هاي شيطان
اینها نمادهای معروف گروههای شیطانپرستی است؛ نمادهایی که ممکن است روی بعضی لباسها ببینید و بدون اطلاع از فلسفهشان، آنها را بپوشید.
ستاره 5 پر وارونه
در مراسم مخفیانه جادوگران برای احضار ارواح شیطانی استفاده میشود. شکل ظاهری این ستاره برای شیطانپرستان به صورتی است که 2 رأس ستاره به طرف بالاست. در این نشانه شیطان مهم نیست دایرهای دورش باشد یا نه.
بافومت
این خدای شیطانی و علامت شیطانیاش که بهعنوان شناسه روی ماشین هواداران زده میشود، در جواهر فروشیها هم زیاد است. رسم شده سنگتراشان بر دل سنگ آن را بتراشند تا خانه مریدان بیعلامت نماند!

ستاره 5 پردر جادوگری استفاده میشود و برای آنها نشانگر عناصر آب، خاک، آتش و روح اطراف آنهاست.
ستاره 6 پر
این ستاره داوود نیست بلکه یکی از رایجترین علائمی است که در نیروهای شیطانی و جادو از آن استفاده میشود.
آدجت
این هم علامت لوسیفر(پادشاه جهنم!)، اشک زیرچشم هم نماد محیط محزون و افسرده اطرافش است.

پایگاه و پرتگاه شیطان
در میان مراکز پاتوقهای شیطانپرستان 2 جا از همه مهمتر است:
۱ - کلیسای شیطان (Church of Satan): اولین سازمان فلسفی برای معتقدین به مبادی فلسفی شیطانپرستی است که توسط آنتوان لاوی در ۳۰آوریل ۱۹۶۶ در سانفرانسیسکو تاسیس شد
2 - معبد ست (Temple of Set): ست نام یکی از خدایان مصر باستان است و این معبد یکی از مخوفترین، مشهورترین و مخفیترین سازمانهای شیطانپرستی است. معبد ست اولین جامعه مخفیای است که ادعای رهبری جهانی «طریقت دست چپ» در جهان را دارد. تعالیم آن شامل فلسفه شیطان و تمرینات سحر است. معبد ست در سال۱۹۷۵ توسط مایکل آکینو در سانفرانسیسکو بنیانگذاری شد. او و گروهی دیگر از کشیشان کلیسای شیطان بهخاطر اختلافات فلسفی و مدیریتی و همچنین به خاطر فساد موجود در کلیسای شیطان، از آن جدا شده و سازمان معبد ست را تشکیل دادند.
تفاوت میان کلیسای شیطان و معبد ست:
بارزترین تفاوت میان کلیسای شیطان و معبد ست مربوط به مفهوم شیطان است. معتقدین به کلیسای شیطان (C.O.S)، که سیتنیست (Satanist) نامیده میشوند، بر این باورند که شیطان موجودی نمادین است و وجود خارجی ندارد.

آنها از شیطان برای نشان دادن توجهات خود و به استهزا گرفتن مسیحیت بهره میگیرند. در حالی که پیروان معبد ست که ستیانس (Setians) نامیده میشوند، معتقدند که شیطان واقعی وجود دارد و به آن «پادشاه تاریکی» میگویند. آنها او را «ست؛ پادشاه حقیقی تاریکی» مینامند. سیتن (Satan) نامی است که از انجیل به عنوان پادشاه تاریکی گرفته شده ولی ست (Set) نام خداوند مرگ و عالم اموات در مصر باستان است.
لعنت به خودشان!
درست مثل مفهوم گناه است. مفهوم بدی یا چیزهای دیگر نظیر این؛ چیزهایی که از همان روز اول آفرینش، روح آدم را خراش میداده و میتراشیده و نابود میکرده. مفهوم «شیطان» و وجود شر، از همان ابتدا با پسر آدم بوده است.اینکه شیطان وجود دارد؟ ندارد؟ چه کار میکند؟ چه کار میخواهد بکند؟ چه کار میخواهد و نمیتواند بکند؟ چرا شیطان، شیطان شد؟ و چیزهایی نظیر اینها، از سؤالاتی بوده که به قول آن اساماس بیمزه، شبها نمیگذاشته آدمها راحت بخوابند. در قدیمیترین متنهای تاریخی – مثل گیلگمش – یا در همین داستانهای امروزی، خیلی جاها سروکله شیطان، اهریمن، ابلیس، لوسیفر – یا به قول تالکین «ملکور» - پیدا میشود.خلاصه که شیطان، خیلی قبل از اینکه این گروههای عجیب و غریب پیدایشان بشود، توی ذهن و زندگی بشر بود. منتها آن موقع شیطان، شیطان بود؛ یا داشت پسر آدم را وسوسه میکرد یا توطئهای علیه خوبی تدارک میدید. یعنی چیزی غیر از این 2 تا نبود؛ شیطان، شیطان بود. اینجوری نبود که شیطان مفهومی باشد برای اینکه کسی یا کسانی هر کاری دلشان خواست بکنند و از زیر بار همه مسئولیتهای اجتماعی و اخلاقی شانه خالی کرده و آخرش هم کثافتکاریشان را بیندازند گردن شیطان. آن موقع هنوز گروههای مثلا شیطانپرست در کار نبودند و شیطان وسیله نشده بود؛ شیطان خودش یک موجود سیاه و شرور بود؛ درست برخلاف حالا که آدمهایی (آدمهایی؟!) پیدا شدهاند که از شیطان هم سیاهکارتر هستند.
حکایتی هست که میگوید یک بابایی میخواست کار خلافی بکند، رفت و یک نقشه حسابی برای کارش ریخت و طرحش را اجرا کرد. چند وقت بعد، یاد آن نقشه و آن خلاف افتاد، شرمنده شد و «لعنت بر شیطان»ی حواله کرد. شیطان هم ظاهر شد و گفت «لعنت بر خودت! من عقلم به آن نقشه تو نمیرسید!». حالا حکایت این گروههای شیطانپرست هم همین است. برای اهداف خودشان رفتهاند کاری را که تا دیروز مخصوص شیطان بوده (وسوسه) به عهده گرفتهاند و اسم خودشان را هم گذاشتهاند پرستنده شیطان. واقعا که لعنت به خودشان!