لانه عنكبوت

در جستوجوی بهشت
فیلم ماتریکس؛ سمبل فیلمهایی است که خداوند را موجودی نشان میدهد که بعد از خلق، ناتوان از اداره آن و حتی برای بقای خود نیازمند به استثمار انسان است. در این فیلم انسان در اوان کودکی، درون محفظهای ژلهای محبوس میشود تا با خیالش زندگی کند. سیمی نیز به نخاع هر انسانی وصل است و از نیروی انسان، انرژی ماشین بزرگ فراهم میشود و اینگونه بشر استثمار میگردد. این بخش از فیلمنامه، توسط مرلین منسون 25نوشته شده است. منسون بیش از 50 فیلم را نویسندگی و آهنگسازی کرده است. او نماد شیطانپرستی مدرن و ضدیت با خداست. فیلم مشهور «ماتریکس» با رویکردی نمادین به اساطیر کهن قوم یهود، قصه ظهور منجی و سفر به آرمانشهر یهود (ZAYAN یا ZION) را به تصویر میکشد. ناگفته نماند که «زایان» یا همان «صهیون»، نام کوهی مقدس در بیرون از شهر اورشلیم است که صهیونیستها نام آن کوه را بر آیین خویش نهادهاند.
در فیلم «ماتریکس»، دنیا اسیر تاریکی است و تنها چند انسان آزادیخواه در یک زیردریایی اسرارآمیز که به کشتی نوح (ع) نسب میبرد، با این دنیای تاریکی در ستیزند. مقصد زیردریایی، همان آرمانشهر «زایان» است که فقط ناخدا و رهبر گروه «کاپیتان مورفی» نشان دقیق آن را میداند. او منجی یا پیامبر جدید را از بین متخصصین کامپیوتر برمیگزیند!
جادوی شیطان
فیلم جادوی عملی (Practical Magic) سراسر تبلیغ و معرفی پاگانیسم و سلتیگری و جادوگری است. داستان فیلم، خانوادهای را نشان میدهد که هیچ وقت مسیحی نبودند و به اعتراف خود پاگانی هستند. هیچ وقت هم در این خانواده حرفی از خدا در بین نبوده است و تمام کارهای خود را با جادو رفع و رجوع میکنند. در نهایت مردم هم به سمت آنها گرایش پیدا میکنند و با آنها میآمیزند و مراسمها و اعمال آنها را هم میپذیرند.
فیلم پروژه جادوگر شهر بلر (The Blair Witch Project) داستان جوانانی را نشان میدهد که توسط جادوگری که گفته میشود در جنگل زندگی میکرده و بچههای شهر را میخورده است، کشته میشوند. این فیلم بسیار ترسناک و واقعی ساخته شده است. این فیلم در ترویج ویکنیسم26 است. در پروژه جادوگر شهر بلر 2، داستان از این قرار است که در پی پخش فیلم «جادوگر بلر، مردم و جهانگردان زیادی برای دیدن محل وقوع حادثه و سنگهای جادویی و قبرستانی که در آن بچههای کشته شده قرار دارند، به بورکسویل سرازیر میشوند. در این بین اکیپهای محلی به عنوان تور جادوگر بلر، مردم را به محلهای مخصوص راهنمایی میکنند و تیشرتهایی که بر روی آن آرم 27voodoo- عروسک چوبی که طلسمی از بچههای کشته شده است- وجود دارد.
زن و شوهری جوان که تحقیقاتی در مورد جادو و اثرات روانشناختی ترس و توهّمات ناشی از ترس کردهاند، برای تکمیل پروژه خود و اینکه جادوگر بلر را نفی کنند، به این محل رهسپار میشوند. نام دوم فیلم، «کتاب سایه»هاست (book of shadows) که نام کتابی است که نوشتهها و تقریرات جادوآموز از استاد جادوگر خود است که شامل اوراد و تعویذات سحر میباشد. از جمله مفاهیم دیگری که در این فیلم وجود دارد، میتوان به مراسم اهدای خود، بخور، قربانی، حلولگرایی، قدرت کم خداوند، تقدیرگرایی، قدرت زیاد نیروی اهریمن، بیخدایی، ارتباط با روح، حیوانات شیطانی (جغد البته منظور از منظر شیطانپرستان است)، عریان شدن، مراسم شب شنبه، الهه زن، کاهن زن، وردخوانی، طبّالی (از مراسم شبات و اهدا خود) و برانگیختگی انرژی اشاره کرد.
اجرای مراسم شبات در هر دو فیلم و زنده کردن مناسک پاگانیستی و کافرکیشانه و فیلمهای دیگری نظیر این، به چه دلیل می تواند باشد؟ حتی فیلمی به همین نام جادوگران شباتWitch's Sabbath)28) در سال 2005 ساخته شد. نمونه های دیگر را نیز می توان در این زمینه اشاره کرد:
همزمان با ادامه و گسترش جنگ و جنایت دولت های غربی علیه مسلمانان در غرب آسیا (خاورمیانه)، سینمای غرب نیز تولید فیلم هایی با رویکرد ضداسلامی را افزایش داده است. اغلب این فیلم ها فرمول های ثابت و کلیشه ای معرفی می کنند و نمایش مسلمانان به عنوان خرابکار و تروریست را به کار می برند، اما بخشی نیز سعی می کنند در قالب روایت هایی به ظاهر بشردوستانه و صلح طلبانه، تصویری تحریف آمیز را از جنایات ضدانسانی غرب درباره مسلمانان ارائه دهند.
فیلم «در سرزمین خون و عسل» نمونه ای از این گونه آثار است. این فیلم نخستین تجربه کارگردانی «آنجلینا جولی» بازیگر فاسد و بدنام هالیوودی است. بازیگری که به جاسوسی برای سازمان سیا نیز متهم است. او در این فیلم سعی کرده تا در قالب یک درام عاشقانه به توجیه جنایات صرب ها علیه مسلمانان بوسنی بپردازد. داستان این فیلم درباره رابطه عاشقانه یک سرباز صرب با یک زن مسلمان بوسنیایی است. در واقع فیلم جولی در پی القای این ادعاست که همه سربازان صرب متوحش و جانی نبودند و انسانیت در برخی از آنها به قدری شدید بود که می توانستند دل یک زن از جبهه مقابل را نیز بربایند از طرفی هم، فیلم دارای این نگاه است که مسلمانان تنها زمانی نجات می یابند که بتوانند به سربازان غربی نزدیک شوند. طبق یک قرارداد دراماتیک، زن نماد وطن یا شاکله یک قوم و مذهب به شمار می رود. به معنای بهتر، فیلم «در سرزمین خون و عسل» مسلمان خوب را مسلمان تسلیم غرب معرفی می کند
قسمت دوم فیلم «تیکن» (ربوده شده) نیز از دیگر آثار ضداسلامی اخیر غرب است. در این فیلم که در صدر فروش سینماهای آمریکای شمالی قرار دارد، دنباله داستان قسمت نخست به تصویر کشیده شده است. در «تیکن ۱» دختر یک مأمور امنیتی سازمان سیا دزدیده می شود و این مأمور در قامت یک منجی و قهرمان به نبرد با آدم رباها می رود و فرزندش را نجات می دهد. نکته قابل تأمل اینکه رباینده های دختر این مأمور که قاچاقچی انسان معرفی می شوند، مسلمان هستند در قسمت دوم، ماجرا شکل دیگری می یابد. این بار پدر یکی از مسلمانان آدم ربا که به دست مأمور آمریکایی کشته شده سعی می کند تا انتقام پسرش را بگیرد. گروه تحت هدایت او، مأمور را به همراه همسرش گروگان می گیرند و این بار دختر است که به نجات پدر و مادرش می رود. اگر در «تیکن۱» لزوم حضور همیشه در صحنه مأموران امنیتی و از خودگذشتگی های آنها در برقراری آرامش و امنیت مردم به رخ کشیده می شود، در قسمت دوم، مسئولیت نسل جوان آمریکا در محافظت از میراث امنیتی این کشور یادآوری می شود. در فیلم «تیکن۲» نیز بسان خیلی دیگر از فیلم های هالیوودی، مسلمانان انسان هایی تبهکار، فاسد، بدخو و جانی نشان داده می شوند. این فیلم که در کشور ترکیه و شهر استانبول تصویربرداری شده، محله های توریستی و غربی را زیبا و امن نشان می دهد، اما هرجا محل تجمع مسلمانان است، تیره و آلوده ترسیم شده و زنان محجبه و برقع پوش شبیه به اشباحی در تاریکی به نمایش درآمده اند.فیلم (Cleanskin) (تمیزکننده پوست) از محصولات اخیر سینمای انگلستان است که نشان دهنده همراهی این سینما با هالیوود در ترور فرهنگی مسلمانان است. فیلمی که با کمترین خلاقیت و ابتکار و بر اساس همان نگرش های کلیشه ای و بارها تکرار شده به ذهنیت سازی منفی و مخرب علیه اسلام گرایان می پردازد. به ویژه اینکه، توزیع کننده آن نیز کمپانی برادران «وارنر» است که کارنامه سیاهی در تولید فیلم های ضدایرانی و ضداسلامی دارد.
فیلم (Cleanskin) به بازتولید روایتی تکراری پرداخته است؛ ترورها و انفجارهایی زنجیره ای در شهر لندن رخ می دهد که طبق کلیشه های رایج در فیلم های غربی، یک گروه اسلامی تندرو و برخوردار از پندارهای ضدامپریالیستی و غرب ستیزانه عامل آنها هستند. اما باز هم مانند همیشه، یکی از مأموران مخفی دستگاه های امنیتی حاکم در انگلیس به جنگ تروریست ها می رود و آنها را تار و مار می کند.علاوه بر رویکرد به اصطلاح ضدتروریستی فیلم و هشدار دادن درباره خطر گروه های جهادی و انقلابی مسلمان -که به زعم فیلم، همه تروریست هستند- این فیلم نگاهی به شدت مثبت از هجوم نظامی غرب به غرب آسیا (خاورمیانه) دارد. در طول فیلم، بارها تأکید می شود که قهرمان داستان در این تجاوزات حضور داشته است. «ایوان» در یکی از دیالوگ های کلیدی فیلم ریشه خشونت های تروریستی را غرب آسیا معرفی می کند و می گوید که برای سرکوب این جریان در جنگ حضور داشته تا از بروز این اتفاقات در خاک کشورش جلوگیری کند
آنچه مشهود و مسلم است اینکه امروز نژادپرستی در نظام ایدئولوژیک غرب نه تنها کاهش نیافته که نسبت به قرون گذشته بیشتر و غلیظ تر هم شده است. با این تفاوت که این بار مسلمان ها جای رنگین پوستان را گرفته اند. ترور فرهنگی مسلمان ها یکی از مسئولیت های کنونی سینمای غرب – به ویژه هالیوود و سینمای بریتانیا- است که هم پشتوانه ای برای تجاوز نظامی به کشورهای اسلامی محسوب می شود و هم ابزاری است برای هیولانمایی مسلمان های انقلابی و ضدغرب تا به این وسیله امواج اسلام گرایی و بیداری اسلامی را در جهان مهار کنند.