فكوياما

او کتاب تاریخ خود را در سه کنفراس جهانی تورنتو ، واشینگتن و اورشیلیم ارائه
کرد. او در کنفراس اورشیلیم با عنوان بازشناسی هویت شیعه می گوید. شیعه پرنده ای
است که افق پرواز ش خیلی بالاتر از ابرهای ماست. پرنده ای که دو بال دارد. یک بال
سبز و یک بال سرخ . او بال سبز این پرنده را مهدویت و عدالت خواهی و بال سرخ این
پرنده را شهادت طلبی که ریشه در کربلا دارد و شیعه را فنا ناپذیر کرده است ، معرفی
می کند. فوکویاما معتقداست شیعه بعد سومی هم دارد که اهمیتش بسیار است . او می
گوید این پرنده زره ای به نام ولايت پذیری به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان
می شود. شیعه عنصری است که هرچه اورا از بین می برند بیشتر می شود.
بررسي فيلم هاي هاليوود
در جستوجوی بهشت
فیلم ماتریکس؛ سمبل فیلمهایی است که خداوند را موجودی نشان میدهد که بعد از خلق، ناتوان از اداره آن و حتی برای بقای خود نیازمند به استثمار انسان است. در این فیلم انسان در اوان کودکی، درون محفظهای ژلهای محبوس میشود تا با خیالش زندگی کند. سیمی نیز به نخاع هر انسانی وصل است و از نیروی انسان، انرژی ماشین بزرگ فراهم میشود و اینگونه بشر استثمار میگردد. این بخش از فیلمنامه، توسط مرلین منسون 25نوشته شده است. منسون بیش از 50 فیلم را نویسندگی و آهنگسازی کرده است. او نماد شیطانپرستی مدرن و ضدیت با خداست. فیلم مشهور «ماتریکس» با رویکردی نمادین به اساطیر کهن قوم یهود، قصه ظهور منجی و سفر به آرمانشهر یهود (ZAYAN یا ZION) را به تصویر میکشد. ناگفته نماند که «زایان» یا همان «صهیون»، نام کوهی مقدس در بیرون از شهر اورشلیم است که صهیونیستها نام آن کوه را بر آیین خویش نهادهاند.
در فیلم «ماتریکس»، دنیا اسیر تاریکی است و تنها چند انسان آزادیخواه در یک زیردریایی اسرارآمیز که به کشتی نوح (ع) نسب میبرد، با این دنیای تاریکی در ستیزند. مقصد زیردریایی، همان آرمانشهر «زایان» است که فقط ناخدا و رهبر گروه «کاپیتان مورفی» نشان دقیق آن را میداند. او منجی یا پیامبر جدید را از بین متخصصین کامپیوتر برمیگزیند!
جادوی شیطان
فیلم جادوی عملی (Practical Magic) سراسر تبلیغ و معرفی پاگانیسم و سلتیگری و جادوگری است. داستان فیلم، خانوادهای را نشان میدهد که هیچ وقت مسیحی نبودند و به اعتراف خود پاگانی هستند. هیچ وقت هم در این خانواده حرفی از خدا در بین نبوده است و تمام کارهای خود را با جادو رفع و رجوع میکنند. در نهایت مردم هم به سمت آنها گرایش پیدا میکنند و با آنها میآمیزند و مراسمها و اعمال آنها را هم میپذیرند.
فیلم پروژه جادوگر شهر بلر (The Blair Witch Project) داستان جوانانی را نشان میدهد که توسط جادوگری که گفته میشود در جنگل زندگی میکرده و بچههای شهر را میخورده است، کشته میشوند. این فیلم بسیار ترسناک و واقعی ساخته شده است. این فیلم در ترویج ویکنیسم26 است. در پروژه جادوگر شهر بلر 2، داستان از این قرار است که در پی پخش فیلم «جادوگر بلر، مردم و جهانگردان زیادی برای دیدن محل وقوع حادثه و سنگهای جادویی و قبرستانی که در آن بچههای کشته شده قرار دارند، به بورکسویل سرازیر میشوند. در این بین اکیپهای محلی به عنوان تور جادوگر بلر، مردم را به محلهای مخصوص راهنمایی میکنند و تیشرتهایی که بر روی آن آرم 27voodoo- عروسک چوبی که طلسمی از بچههای کشته شده است- وجود دارد.
زن و شوهری جوان که تحقیقاتی در مورد جادو و اثرات روانشناختی ترس و توهّمات ناشی از ترس کردهاند، برای تکمیل پروژه خود و اینکه جادوگر بلر را نفی کنند، به این محل رهسپار میشوند. نام دوم فیلم، «کتاب سایه»هاست (book of shadows) که نام کتابی است که نوشتهها و تقریرات جادوآموز از استاد جادوگر خود است که شامل اوراد و تعویذات سحر میباشد. از جمله مفاهیم دیگری که در این فیلم وجود دارد، میتوان به مراسم اهدای خود، بخور، قربانی، حلولگرایی، قدرت کم خداوند، تقدیرگرایی، قدرت زیاد نیروی اهریمن، بیخدایی، ارتباط با روح، حیوانات شیطانی (جغد البته منظور از منظر شیطانپرستان است)، عریان شدن، مراسم شب شنبه، الهه زن، کاهن زن، وردخوانی، طبّالی (از مراسم شبات و اهدا خود) و برانگیختگی انرژی اشاره کرد.
اجرای مراسم شبات در هر دو فیلم و زنده کردن مناسک پاگانیستی و کافرکیشانه و فیلمهای دیگری نظیر این، به چه دلیل می تواند باشد؟ حتی فیلمی به همین نام جادوگران شباتWitch's Sabbath)28) در سال 2005 ساخته شد. نمونه های دیگر را نیز می توان در این زمینه اشاره کرد:
مروري بر زندگي خاقان يهودي سينما
تصویر مسلمانان در فیلم های روز سینمای جهان
همزمان با ادامه و گسترش جنگ و جنایت دولت های غربی علیه مسلمانان در غرب آسیا (خاورمیانه)، سینمای غرب نیز تولید فیلم هایی با رویکرد ضداسلامی را افزایش داده است. اغلب این فیلم ها فرمول های ثابت و کلیشه ای معرفی می کنند و نمایش مسلمانان به عنوان خرابکار و تروریست را به کار می برند، اما بخشی نیز سعی می کنند در قالب روایت هایی به ظاهر بشردوستانه و صلح طلبانه، تصویری تحریف آمیز را از جنایات ضدانسانی غرب درباره مسلمانان ارائه دهند.
فیلم «در سرزمین خون و عسل» نمونه ای از این گونه آثار است. این فیلم نخستین تجربه کارگردانی «آنجلینا جولی» بازیگر فاسد و بدنام هالیوودی است. بازیگری که به جاسوسی برای سازمان سیا نیز متهم است. او در این فیلم سعی کرده تا در قالب یک درام عاشقانه به توجیه جنایات صرب ها علیه مسلمانان بوسنی بپردازد. داستان این فیلم درباره رابطه عاشقانه یک سرباز صرب با یک زن مسلمان بوسنیایی است. در واقع فیلم جولی در پی القای این ادعاست که همه سربازان صرب متوحش و جانی نبودند و انسانیت در برخی از آنها به قدری شدید بود که می توانستند دل یک زن از جبهه مقابل را نیز بربایند از طرفی هم، فیلم دارای این نگاه است که مسلمانان تنها زمانی نجات می یابند که بتوانند به سربازان غربی نزدیک شوند. طبق یک قرارداد دراماتیک، زن نماد وطن یا شاکله یک قوم و مذهب به شمار می رود. به معنای بهتر، فیلم «در سرزمین خون و عسل» مسلمان خوب را مسلمان تسلیم غرب معرفی می کند
قسمت دوم فیلم «تیکن» (ربوده شده) نیز از دیگر آثار ضداسلامی اخیر غرب است. در این فیلم که در صدر فروش سینماهای آمریکای شمالی قرار دارد، دنباله داستان قسمت نخست به تصویر کشیده شده است. در «تیکن ۱» دختر یک مأمور امنیتی سازمان سیا دزدیده می شود و این مأمور در قامت یک منجی و قهرمان به نبرد با آدم رباها می رود و فرزندش را نجات می دهد. نکته قابل تأمل اینکه رباینده های دختر این مأمور که قاچاقچی انسان معرفی می شوند، مسلمان هستند در قسمت دوم، ماجرا شکل دیگری می یابد. این بار پدر یکی از مسلمانان آدم ربا که به دست مأمور آمریکایی کشته شده سعی می کند تا انتقام پسرش را بگیرد. گروه تحت هدایت او، مأمور را به همراه همسرش گروگان می گیرند و این بار دختر است که به نجات پدر و مادرش می رود. اگر در «تیکن۱» لزوم حضور همیشه در صحنه مأموران امنیتی و از خودگذشتگی های آنها در برقراری آرامش و امنیت مردم به رخ کشیده می شود، در قسمت دوم، مسئولیت نسل جوان آمریکا در محافظت از میراث امنیتی این کشور یادآوری می شود. در فیلم «تیکن۲» نیز بسان خیلی دیگر از فیلم های هالیوودی، مسلمانان انسان هایی تبهکار، فاسد، بدخو و جانی نشان داده می شوند. این فیلم که در کشور ترکیه و شهر استانبول تصویربرداری شده، محله های توریستی و غربی را زیبا و امن نشان می دهد، اما هرجا محل تجمع مسلمانان است، تیره و آلوده ترسیم شده و زنان محجبه و برقع پوش شبیه به اشباحی در تاریکی به نمایش درآمده اند.فیلم (Cleanskin) (تمیزکننده پوست) از محصولات اخیر سینمای انگلستان است که نشان دهنده همراهی این سینما با هالیوود در ترور فرهنگی مسلمانان است. فیلمی که با کمترین خلاقیت و ابتکار و بر اساس همان نگرش های کلیشه ای و بارها تکرار شده به ذهنیت سازی منفی و مخرب علیه اسلام گرایان می پردازد. به ویژه اینکه، توزیع کننده آن نیز کمپانی برادران «وارنر» است که کارنامه سیاهی در تولید فیلم های ضدایرانی و ضداسلامی دارد.
فیلم (Cleanskin) به بازتولید روایتی تکراری پرداخته است؛ ترورها و انفجارهایی زنجیره ای در شهر لندن رخ می دهد که طبق کلیشه های رایج در فیلم های غربی، یک گروه اسلامی تندرو و برخوردار از پندارهای ضدامپریالیستی و غرب ستیزانه عامل آنها هستند. اما باز هم مانند همیشه، یکی از مأموران مخفی دستگاه های امنیتی حاکم در انگلیس به جنگ تروریست ها می رود و آنها را تار و مار می کند.علاوه بر رویکرد به اصطلاح ضدتروریستی فیلم و هشدار دادن درباره خطر گروه های جهادی و انقلابی مسلمان -که به زعم فیلم، همه تروریست هستند- این فیلم نگاهی به شدت مثبت از هجوم نظامی غرب به غرب آسیا (خاورمیانه) دارد. در طول فیلم، بارها تأکید می شود که قهرمان داستان در این تجاوزات حضور داشته است. «ایوان» در یکی از دیالوگ های کلیدی فیلم ریشه خشونت های تروریستی را غرب آسیا معرفی می کند و می گوید که برای سرکوب این جریان در جنگ حضور داشته تا از بروز این اتفاقات در خاک کشورش جلوگیری کند
آنچه مشهود و مسلم است اینکه امروز نژادپرستی در نظام ایدئولوژیک غرب نه تنها کاهش نیافته که نسبت به قرون گذشته بیشتر و غلیظ تر هم شده است. با این تفاوت که این بار مسلمان ها جای رنگین پوستان را گرفته اند. ترور فرهنگی مسلمان ها یکی از مسئولیت های کنونی سینمای غرب – به ویژه هالیوود و سینمای بریتانیا- است که هم پشتوانه ای برای تجاوز نظامی به کشورهای اسلامی محسوب می شود و هم ابزاری است برای هیولانمایی مسلمان های انقلابی و ضدغرب تا به این وسیله امواج اسلام گرایی و بیداری اسلامی را در جهان مهار کنند.
عكس هاي شيطان پرستي وحشيانه+18
تکذیب پیش بینی مایاها درباره پایان جهان
کانون ملی تاریخ و مردم شناسی مکزیک بیان میکند که خرابه های مربوط به قوم مایا تعریف و معنای دیگری از آنچه در سال 2012 بر جهان رخ خواهد داد را نشان میدهد اما این را نیز بیان میکند که شایعات مربوط به روز پایان جهان که احتمالا سال بعد است یک تفسیر اشتباه غربی است.روز پنج شنبه کانون مورد نظر بیانیه ای را منتشر کرده که در آن به این موضوع اشاره شده که روز پایان جهان بر روی قسمت صخره ای منطقه کومالکالکو در قسمت جنوبی کشور حک شده است. بسیاری از متخصصان گفته اند که فقط یک بیان که بر روی کتیبه های قوم مایا که یک قرص سنگی است وجود دارد و آن قرص سنگی در بخش تورتوگرو در منطقه ساحلی – خلیجی تاباسکو قرار دارد.
ارتورمندز، یکی از سخنگویان کانون گفت که قطعه مورد نظر، سنگ کومالکالکو، سالها قبل کشف و دقیقا مورد مطالعا قرار گرفته است. این جسم نمایش داده نشده و در یک انبار نگهداری میشود.
نوشته های تورتوگرو و کومالکالکو، احتمالا در حدود 1300 سال پیش حکاکی شده است.
کانون مکزیکی، در همان روز پنج شنبه هشدار داد که تفکرات نادرست سبب تحریف تمدنهای قدیمی مانند مایا شده است. متخصصان آنها میگویند که مایاها بر این باورند که زمان بطور مداوم آغاز شده و پایان می یابد بدون هیچ اتفاقی که جهان را تحت تاثیر قرار دهد.


محققان تمدن مایا که تلاش دارند هر نوع باور درباره توانایی این قوم برای پیش بینی سرنوشت جهان هستی را رد کنند، می گویند دلیلی برای نگرانی از آغاز سال 2012 وجود ندارد زیرا تا زمان پایان یافتن جهان زمان طولانی یا دست کم زمان نامشخصی باقی مانده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، تقویم مایاها پایان چرخه پنج هزار و 126 ساله جهان را در تاریخی در حدود 12 دسامبر 2012 اعلام کرده است، تاریخی که در آن الهه جنگ و خلقت مایاها با نام “بولون یوکته” باز خواهد گشت. “اریک ولاسکوئز” محقق دانشگاه “نشنال اتونوموس” مکزیک می گوید باید کاملا درباره این موضوع آگاه باشیم، هیچ پیشگویی درباره سال 2012 وجود ندارد و این شایعات تنها اشتباهات و استدلالهای غلط بازاری هستند.
موسسه ملی تاریخ انسان شناسی در مکزیک نیز به شدت در تلاش است تا رگبار مداوم پیش گویی های پیشگوها را درباره پایان جهان هستی خنثی کند. در تقویم مایاها، تقویمی که نوشتن آن از سال سه هزار و 114 قبل از میلاد آغاز شده و به دوره های 394 ساله به نام “باکتون” تقسیم شده، عدد 13 عددی مقدس است و قرار است در سیزدهمین باکتون جهان پایان گیرد.
“سون گرونمیر” محقق سمبلهای مایایی در دانشگاه تروب در استرالیا که برای رمزگشایی از تقویم مایاها تلاش فراوانی انجام داده است می گوید این روز پایانی که در تقویم مایاها مشخص شده در واقع نشان دهنده آغاز دوره گذار از یک دوران به دوران بعدی است که در آن به اعتقاد مایاها “بولون یوکته” بازخواهد گشت.
بر اساس گزارش لایو ساینس، به گفته محققان از میان 15 هزار متن تصویری کشف شده در بخشهای مختلف امپراطوری مایاها، تنها دو اشاره به سال 2012 شده است. به گفته “آلفونسو لادنا” پروفسور دانشگاه “کامپلوتنز” در اسپانیا مایاها درباره بشریت، گرمای جهانی و یا پیش بینی ترکیب قطبهای زمین فکر نکرده اند و ما تنها نگرانی های خود را بر روی دانسته های باستانی آنها منعکس می کنیم.
666
. 666 تاریخ ظهور ابلیس.
سوالی که ممکن است بارها از خودمان پرسیده باشیم احتمالاً اینست :
این عدد ( 666) چیست و چه معنی و مفهومی دارد؟
و شاید بیشتر پاسخ ها نیز در همین حد باشد که 666 عدد شیطان است. و احتمالا پاسخهایی در همین حدود و نه چیزی بیش از آن.اما اگر بخواهیم برای پاسخ گویی مناسب به ذهن کنجکاومان جوابی درخور و شایسته پیدا کنیم، باید بگوییم که:
666 در حقیقت یک تاریخ است. یعنی 6/6/6 .
با گفتن این مطلب ممکن است که ذهن ها بی اختیار متوجه تاریخ "ششم ژوئن سال 2006" بشود، اما باید گفت که منظور از 666 تاریخ 2006/6/6 نیست، اگرچه با آن تاریخ بی ارتباط هم نیست!
یکی از دوستان که در آمریکا ساکن است،می گفت:
" شیطان پرستان روز ششم ژوئن سال 2006 (6/ 6/ 2006) مراسم ویژه ای برگزار کردند که همراه با جشن و شادمانی و پایکوبی بود و حتی اخبار آن نیز از بعضی شبکه های خبری در آمریکا پخش شد! آنها این روز را بعنوان روز آغاز سلطنت شیطان جشن گرفته بودند! "
اما همانطور که عرض کردم این 666 نمی بایست که تاریخ اصلی باشد، به دلیل اینکه از تاریخ 6 / 6 /2006 میلادی منشعب شده است.درحالیکه تاریخ 666 اصلی که منتسب به شیطان است قاعدتاً نمی تواند با یک تاریخ عیسوی-مذهبی (منظور همان تاریخ میلادیست) مرتبط باشد.
اما چگونه می توانیم از 666 فرعی (یعنی 6/6/2006) به 666 اصلی که تاریخی منتسب و مربوط به شیطان است، برسیم؟
باید بطور خلاصه عرض کنم که پاسخ این چنین است:
اگر ما 6/6/2006 ( 666 فرعی) را طبق گفته شیطان پرستان روز آغاز حکومت و سلطنت شیطان در نظر بگیریم،بنابراین سال 2006 سال آغاز سلطنت شیطان بوده و مطابق تقویم او سال صفر فرض شده است و بنابراین سال 2012 سال ششم حکومت شیطان خواهد شد.
پس به این ترتیب تاریخ ششم ژوئن سال 2012 میلادی یعنی 6/ 6/ 2012 خواهد شد :
6 6 6
یعنی : "سال ششم سلطنت شیطان / روز ششم / ماه ششم"
و همانگونه که ملاحظه می کنید این 666 تاریخی است منحصر به فرد که کاملاً از تاریخ میلادی مجزاست.(عنایت داشته باشید که این تاریخ دقیقاً Transitسال 2012 یا همان روز عبور زهره از برابر زمین خواهد بود .(پس در حقیقت در روز عبور یا Transit ( یعنی ششم ژوئن 2012 ) نه تنها ستاره پنج پر بر روی مدار زهره کامل می شود، بلکه عدد 666 نیز بعنوان یک تاریخ، کاملاً معنا و مفهوم پیدا می کند.
در حاشیه 666 –
همانگونه که می دانیم شیطان تا "یوم المعلوم" وعده و مهلتی از خداوند گرفت.پس او می باید در اتمام مهلتش برای ذبح فرود آید و در دسترس باشد تا حکم خدا در موردش اجرا گردد! اما از آنجا که شیطان تا لحضه آخر نیز در پی حقه بازی و فریفتن بشر است،از این آخرین فرصت خود نیز برای ساختن فریب و بازیچه ای دیگر استفاده کرد.
به این ترتیب که :
او با توجه به اطلاع و آگاهی ازلی که از زمان اتمام مهلت خود داشته،عدد666 را که یک تاریخ من درآوردی(بخوانید شیطان درآوردی)است بعنوان یک عدد رمزی و نمادین معرفی نمود. این عدد که در حقیقت بعنوان رمز ظهور شیطان نیز محسوب می گردد،روز ترانزیت ثانوی یا همان 2012/6/6 (ششم ژوئن دوهزارودوازده) میلادی است!
اما چگونگی استخراج این تاریخ (666) –
شیطان از هزاران سال قبل(از زمان
خلقت انسان)می دانسته است که 2000سال پس از میلاد مسیح باید برای مرگ آماده
باشد،پس او از یک سو در بسیاری از فرهنگهای باستانی اینچنین سمپاشی می کند
که : جهان، 2000 سال پس از میلاد مسیح نابود خواهد شد! (چون من نباشم می
خواهم دنیا نباشد!!!)
و از سوی دیگر به شکلی که در زیر توضیح خواهم داد، عدد 666 را بعنوان تاریخ ظهور خود رمزگذاری می نماید:
تقویم شیطانی تقویم میلادی عنوان مناسبت
066 (روزشش/ماه شش/سال صفر) 2006/6/6 میلادی (روز آغاز سلطنت ابلیس به زعم خودش و یارانش)
166 (روزشش/ماه شش/سال یک) 2007/6/6 میلادی (اولین سالگرد)
266 (روزشش/ماه شش/سال دو) 2008/6/6 میلادی (دومین سالگرد)
366 (روزشش/ماه شش/سال سه) 2009/6/6 میلادی (سومین سالگرد)
466 (روزشش/ماه شش/سال چهار) 2010/6/6 میلادی (چهارمین سالگرد)
566 (روزشش/ماه شش/سال پنج) 2011/6/6 میلادی (پنجمین سالگرد)
666(روزشش/ماه شش/سال شش) 2012/6/6 میلادی (ششمین سالگرد/روز ظهور/آخرین ترانزیت قرن 21)
همانگونه که وقتی آن ملعون 72 پله قدرت را بعنوان یک نماد شیطانی علم می کند،خداوند 72 شهید کربلا را علم می کند!
او مثلاً 12 الهه آسمانی (آئین میترائیسم) معرفی می کند،خداوند 12 امام روشنگر معرفی می کند!
او ستاره پنج پر می سازد، خداوند پنج تن آل عبا می سازد!
او "ونوس رزت ترسیم" می کند، خداوند "سحابی رزت" ترسیم می کند!
او رمز 666 را بعنوان معجزه خود بیان می کند، خداوند 6666 آیه قرآن را همچون پتک محکمی بر فرقش می کوبد که معجزه این است نه آن بازیچه ها که تو به دنبال آن هستی!
و حالا ما به آن ملعون می گوئیم که:
ما رمز معجزه تو را یافتیم، حالا تو اگر می توانی برو و رمز 6666 آیه قرآن را پیدا کن!
جذب شیطان پرستان
جذب چهرههای معروف هدف گروههای شیطان پرستی!
مدیرکل امور اجتماعی نیروی انتظامی گفت: جذب چهرههای معروف از مهمترین اهداف گروههای شیطان پرستی است و آنها تاکنون دیوید بکهام، مدونا، جان کری و جرج بوش را جذب کردند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، دکتر بهرام بیات در نشست بررسی جامعه شناختی عرفانهای نوظهور که در سالن جلسات دانشگاه باقرالعلوم دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد، در سخنانی اظهار داشت: سال ۸۳ تحقیق و بحث جامعی را آغاز کرده و ابتدا با تحقیق در گروههای موسیقی فعالیت خود را شروع کردیم، ولی متوجه شدیم که زوایا و ابعاد فکری بسیاری در این زمینه وجود دارد. وی با بیان اینکه ما جامعهای در حال توسعه، گذار و تهدید هستیم، بیان داشت: اگر مشکلاتی که در کشور وجود دارد به دو سازمان محول شود، برطرف کردن آن با مشکلات بیشتری مواجه میشود. مدیرکل امور اجتماعی نیروی انتظامی با بیان اینکه پس از رنسانس در کشورهای غربی دین به حاشیه رانده شده بود، تصریح کرد: برخی افراد به حذف ادیان رسمی پرداختند، برخی با عنوان دین در کنار ادیان رسمی ظهور کردند و گروهی هم به مسائل جادوگری، سحر، فال، طالع بینی، شعار گری پرداختند که در سطح بالای جامعه به آن مایل بودند. وی با بیان اینکه جنبشهای نو پدید در انواع گوناگونی ایجاد میشود، خاطرنشان کرد: برخیها با استفاده از معنویات افراد را به نوعی سلوک عرفانی یا نیمه عرفانی دعوت میکنند، برخی از افراد با استفاده از تمرکز، تمرینات بدنی، ذهنی و تنفسی آرامش کسب میکنند، برخی افراد نیز به ترویج عقاید ضد دینی، ضد اخلاقی، ایجاد خلسه از طریق موسیقی، مواد مخدر، مشروبات الکلی به کسب انرژی از مظاهر جادویی و شیطانی میپردازند. بیات با بیان اینکه استراتژی این افراد آمیختگی با موسیقی و ارائه مدهای جاذب به جوانان است، اظهار داشت: عدم اعتقاد به وجود خارجی شیطان، اعتقاد به این نکته که تفکر مادی بهترین تفکرها بوده و همه مذاهب معادی دروغ است، از ویژگیهای گروههای شیطان پرستی مدرن است. مدیرکل امور اجتماعی نیروی انتظامی گفت: علامت هرج و مرج، صلیب واژگون، عدد ۶۶۶ و دست شیطان از مهمترین نمادهای گروههای شیطان پرستی است. البته در قرنهای ۱۶، ۱۸ و ۲۰ میلادی شیطان پرستی با فراز و نشیبهای بسیاری مواجه بوده است. وی با اشاره به رابطه صهیونیستها با گروههای شیطان پرستی اظهار داشت: یهودیان به هیچ وجه قبول نمیکنند کسی که از دینش متنفر شده است به دین یهود روی بیاورد و به همین خاطر مذهب سازی کردهاند. بهائیت امروز فعالیت گستردهای در اصفهان و تهران انجام میدهد. کابال یا قبال نوع دیگری از گروههای شیطان پرستی است که به نوعی در ریاضتهای شیطانی دلالت دارد. بیات اضافه کرد: از مهمترین اهداف این گروه شیطان پرستی جذب چهرههای معروف مانند دیوید بکهام، مدونا، جان کری و جرج بوش است. وی تصریح کرد: ما باید به یاد داشته باشیم که شیطان پرستی یک هوس اجتماعی است که معمولاً جوانان بین سنین ۱۵ تا ۲۷ ساله مایلند که عضو آنها شوند و ما باید با آنها مقابله کنیم و آنها را کنترل کنیم.
صبح جمعه،دوم دی ماه در پی تشکیل اولین جلسه ی آموزشی جنگ نرم در دانشگاه اصفهان با موضوع شیطان پرستی،حجه السلام عرب گفتند:زنگ و خطر شیطان پرستی در ایران به صدا درآمده.امروز ما نباید از ظواهر افرادی که ادعای شیطان پرستی میکنند بترسیم بلکه خطر اصلی افکار این فرقه ی گمراه است که باید از آن ترسید.
ایشان خاطر نشان کردند:این فرقه سعی میکنند با شعارهایی جذاب و عوام فریبانه مردم و به خصوص جوانان را به خود جذب کنند مثل شعار اصلی این فرقه مبنی بر اینکه"هرچه میخواهی انجام بده".علاوه بر این طرق مختلف دیگری وجود دارد که آنها سعی میکنند افکار خود را به این شیوه در سطح جهان ترویج دهند،از آن جمله استفاده از موسیقی های خشن و هیجانی مثل راک و هوی متال و... همینطور بهره بردن از رسانه های جمعی و سایر موارد دیگرکه کاملا توسط سرمایه داران غربی و مهمتر از آن توسط یهودیان حمایت میشوند.
لازم به ذکر است که این کارگاه آموزشی به همت دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان،قرارگاه فرهنگ استان اصفهان و کانون علمی-پژوهشی بسیج دانشجویی دانشگاه اصفهان برگزار شد.جلسه ی بعدی این کارگاه جمعه ی هفته ی آینده مورخ نهم دی ماه در تالار صدر دانشگاه اصفهان برگزار خواهد شد.
مقایسه ی دعا های ادیان در شیطان پرسنی
البته شاید این مقایسه درست نباشد. ولی چاره ای نیست، جز اینکه برای بیان حقیقت، گاهی کلام حق در کنار کلام کفر قرار گرفته و مقایسه شود. چه اینکه خداوند بندگان خود را اینگونه معرفی می نماید.
قرآن در این باره می فرماید:
الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب
کسانی که سخنان را بشنوند و از نیکوترین آنها تبعیت می کنند. آنها کسانی هستند که خداوند آنان را هدایت کرده و آنان صاحبان عقل و خرد هستند .
بنابراین امیدواریم که این مقایسه خود سبب ارج نهادن به کلام الهی شود. و صاحبان خرد و درایت با مطالعه و مقایسه این دعاهاحقیقت را دریابند.
چه اینکه قرآن می فرماید: لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی هیچ اجباری در پذیرفتن دین نیست. حقیقتاً هدایت از گمراهی آشکار است.
اینک پیش از هر چیز نمونه هایی از دعاهای کتاب مقدس شیطان پرستی و سپس نمونه هایی از تورات و انجیل را می آوریم. و آنگاه در مقایسه با کلام الهی ملاحظه خواهید فرمود که چه تفاوتی میان لفظ دعای الهی و دعای شیطان پرستی وجود دارد.
دعاهای سیطنیسم
به نام شیطان . ای فرمانروای زمین، ای پادشاه جهان، من
گردن می نهم نیرویی از تاریکی را که امانت گذارده فرمانروای دوزخی بر روی
دوش من. باز کن پهنای دروازه های جهنم را. و برسان اکنون، از عمق وجودم
سلامم را به برادرت (خواهرت) و دوستت.
ببخش مرا به خاطر سخنان زیادم که از همه جا گفته ام.
من تحیر دارم از نام تو. چون که بخشی از خود من است. من
زندگی می کنـم همانند چهارپایـان در مزرعه و شاد هستم از این زنـدگی حیوانی
و شهوانی. من طرفدار عدالتم و نفرین می فرستم بر پوسیدگی.
کنار تمام خدایان درون چاه؛ مـن گردن می نهـم چیزهایی را
که باید بگویم رخ خواهد داد. بیرون بیا و به نام خودت به این نامه و خواسته
های من جواب بده .
پیش بفرست پیامبر شهوت و لذت را و بگذار زشتی ها در
تاریکی من جلوه گر شوند، تا بتوانم آنها را انجام دهم.
اکنون می خواهم، نشانه های خود را جمع آوری کنم و تصویری
از آفرینش بکشم. اژدهای بالدار منتظر رهایی است .
لاوِی دعا را تا اینجا ادامه می دهد که مرد و زن هر کدام
باید جملات مخصوص خود را بگویند. که متأسفانه با توجه به مستهجن بودن
مضامین دعا، آن را وا می گذاریم.
در یکی دیگر از نیایشهای کتاب شیطان پرستی در برابر شیطان،
می توان به این مورد اشاره کرد.
با برآشفتگی از خشم و اضطراب ناشی از سکوت، فریادم را
بلند می کنم. که بپیچد همچون صاعقه در آسمان، تا همگان بشنوند؛ ای پنهان
شده در تاریکی، ای نگهبان جاده ها، ای کسی که نیروی تو همه جا ظاهر می
گردد، آماده کن برای لطف خود، ارادتمند خود را. کسی را که اعتقاد به تو
دارد و دچار عذاب شده است.
جدا کن او را بـرای خـودت و حفـاظت نما او را. نه به خـاطر
بـی لیاقتیش، و مضطـرب نساز او را. کمک کن او را در میان آتش و آب و
زمین و باد، تا دوباره گمشده اش را باز یابد.
قوی کن با آتش، استخوانهای ما را برای دوستی و همراهی خود.
و در جاده های تنگ یاورمان باش. اجازه بده از میان نیروهای شیطانی که در
زمین از آن توست، هم اکنون لذت آن را دریابیم. و اجازه بده لذت آن را در
آینده نیز بچشیم. نیروی خود را به ما برگردان تا لذت بی پایان حکومت بر
آنچه هست را بچشیم.
در اینجا لاوِی از طرف خود ادامه می دهد:
این است پیام ما. به نام شیطان. این لطف شامل کسی می شود
که حکومت شیطان را بر خود بپذیرد. پس باید نام شیطان را بر خود قرار داده. و
در رگ و گوشت خود جریان دهد، تا در زمین برای ابد زندگی کند، زیستنی
جاوید. درود بر شیطان .
دعاهای یهودیت
ای خدای عادل من، وقتی نزد تو فرياد بر می آورم، مرا
اجابت فرما. زمانی که در سختی و تنگنا بودم تو به داد من رسيدی، پس اکنون
نيز بر من رحم فرموده، دعايم را اجابت فرما.
ای خداوند عادل، راه خود را به من نشان ده و مرا هدايت
نما تا دشمنانم نتوانند بر من چيره شوند. دهان ايشان لبريز از دروغ است و
دلشان مملو از شرارت.
حـرفهـايشـان پر از تملـق و فـريب است و بـه مـرگ منتهـی
می شود. ای خدا، تو آنها را محكوم کن و بگذار خود در دامهايشان گرفتار
شوند!.
ای خدا، تو مرا می بينی. تو رنج و غم مردم را می بينی و
به داد آنها می رسی. تو اميد بيچارگان و مددکار يتيمان هستی. دست اين
بدکاران را بشكن. آنها را به سزای اعمالشان برسان و به ظلم آنها پايان بده.
ای خداوند، اين تو بودی که مرا از رحم مادرم بدنيا آوردی.
وقتی هنوز در آغوش مادرم بودم، تو از من مراقبت نمودی. از شكم مادرم، تو
خدای من بوده ای. و مرا حفظ کرده ای. اکنون نيز مرا ترک مكن، زيرا خطر در
کمين است و غير از تو کسی نيست که به داد من برسد.
دشمنانم مانند شیر مرا محاصره کرده اند. همچون شيران درنده
دهان خود را باز کرده اند تا مرا بدرند. نیرویی در من نمانده است. تمام
بندهای استخوانهايم از هم جدا شده اند.
دلم مانند موم آب می شود. گلويم همچون ظرف گلی خشک شده و
زبانم به کامم چسبيده.
دشمنانم مانند سگ، دور مرا گرفته اند. مردم بدکار و شرور
مرا احاطه نموده اند. دستهـا و پاهـای مرا سـوراخ کرده اند. از فـرط لاغـری
تمـام استخـوانهايم ديده می شوند؛ بـدکاران بـر من چيره شده اند. رَخت مرا
در ميان خود تقسيم کردند و بر ردای من قرعه انداختند.
ای خداوند، از من دور مشو؛ ای قوت من، به ياری من بشتاب.
جانم را از دم شمشير برهان. جان عزيز مرا از دست بدکاران نجات ده. مرا از
دهان اين شيران برهان؛ مرا از شاخهای اين گاوان وحشی نجات ده!
دعاهای مسیحیت:
ای پدر ما که در آسمانی، نام مقدس تو گرامی باد.
ملکوت تو برقرار گردد. خواست تو آنچنان که در آسمان مورد
اجراست، بر زمین نیز اجرا شود.
نان روزانه ما را امروز نیز به ما ارزانی دار. خطاهای ما
را بیامرز، چنانکه ما نیز آنان را که با ما بدی کرده اند، می بخشیم.
ما را از وسوسه ها دور نگه دار و از شیطان حفظ فرما؛ زیرا
ملکوت و قدرت و جلال تا ابد از آن توست. آمین
اعتراف می کنم به تو ای پروردگار یکتای ما، که نه تو را
آغاز و نه تو را انجام است. زیرا که تو به رحمت خود به همه چیز آغاز دادی و
زود باشد که بعدل خود همه را نیز انجامی دهی. میان بشر همتایی نداری. زیرا
که بجود خود دستخوش حرکت و عوارض نیستی. بما رحم کن، چون تو ما را آفریده
ای و ما ساخته شده دست توایم.
ای پروردگار توانای مهربان، که ما بندگان را به رحمت خود
آفریده ای، و به ما رتبه بشریت و آئین پیغمبر حقیقی خود را مرحمت نموده ای،
همانا تو را شکر می کنیم بر تمام انعامهایت. و دوست داریم که عبادت کنیم
تو را در تمام روزهای زندگی مان ... پس ای پرودگار، ما را از شر شیطان و
گرایش جسم و آرایش جهان نجات بده. چنانکه برگزیده خود را نجات داده ای.
آیا دعاهای صحیفه سجادیه را در ابتدای همین کتاب به خاطر دارید؟ که امام سجاد علیه السلام، چه زیبا با خداوند صحبت فرموده بودند. به راستی کدام یک از دعاهای مذکور حتی از لحاظ ادبی ارزش دعاهای صحیفه را دارد. حال قیاس کنید با ادعیه قرآن که دیگر شاهکار کلام، در تمام تاریخ خلقت است.
در این مبحث، ابتدا به فـرازهایی از دعاهای ائمه معصـومین علیهم السلام اشـاره کرده و سپس دعاهای قرآن را یادآور می شویم. تا عمق کلام خداوند مشخص گردد. تا بر همگان مبرهن گردد که چه تفاوتی میان کلام خداوند و در ذیل آن کلام ائمه معصومین علیهم السلام، با سایر دعاها وجود دارد!.
هر چند قیاس در این باره دور از انصاف است. و نمی توان کـلام پـوچ شیـطان پـرستان را در کنـار کلام خداوند عالـم قـرار داد، اما
چاره ای نیست. و پیشاپیش از محضر مقدس ائمه معصـومین علیهم السلام عذر خواهی نموده و به خداوند تبارک و تعالی عرضه می داریم که، خداوندا آنچه را که خود می دانی انجام داده و قصد جسارت به کلام قدسی حضرتت را نداریم.
حال به دعاها توجه فرمایید.
بارخدایا بیامرز از من گناهانی را که پرده ها را می درند. خداوندا بیامرز از من گناهانی را که بدبختیها را فرو می فرستند. خدایا بیامـرز از من گناهانی را که نعمتها را تغییر می دهند ... خدایا جـز تو آمرزنده ای را برای گناهانم و پوشاننده ای برای زشتیهایم نمی یابم ...
پاک و منزهی تو و به ستایش تو مشغولم. به خودم ظلم کرده ام و بی پروایی کرده ام به واسطه نادانیم ... پروردگارا به ضعف بدنم و نازکی پوستم و باریکی استخوانم، رحم کن. آیا باور کنم که تو مرا عذاب کنی بعد از اعتقاد به یگانگیت. و بعد از اینکه در دل نهادم معرفت تو را. و بعد از اینکه زبانم به ذکر تو گویا بوده است ...
ای معبود من، و ای پروردگار و آقای و ای سرور من، برای کدام مورد به تو شکوه کنم. و برای کدام یک از آنها شیون و گریه کنم؟ برای دردمندی عذاب و سختی اش، یا برای طولانی بودن عذاب و مدتش، وای که اگر مرا هـم ردیف دشمنانت در عقوبتهـا قرار دهی و با اهـل بلایت جمع نمایی و بین من و دوستانت جدایی افکنی.
خدایا و ای سرور و مولای من و ای پروردگارم، گیرم که بر عذاب تو صبر کنم، چگـونه بر دوری تـو صبر کنم. و گیرم که بر حرارت
آتش عذابت صبر کنم، چگونه بر چشم پوشی از کرامت تو صبر کنم...
خداوندا مرا طوری قرار بده که از هیبت تو هراسناک باشم، گو اینکه تو را می بینم. و خوشبختم کن به تقوای خودت. و بدبختم مگردان بسبب معصیتت. و برایم از تقدیر خودت خیر قرار بده. و به قدر خود برکتم ده ...
خدایا بی نیازیم را در وجودم و یقین را در قلبم و اخلاص را در عملم و نور را در چشمم و بینایی را در دینم قرار بده و مرا از توانایی خودم بهره مندم نما.
خداوندا تو نزدیک هر کسی هستی که تو را بخواند. و زودتر اجابت می کنی. و کریمترین کسی هستی که می بخشد. و وسیعتر از هر کس دیگری عطا می کنی. و شنونده ترین هستی برای کسی که درخواست می کند. ای بخشاینده در دنیا و آخرت و مهربان در هر دو...
اینک به دعاهای قرآن توجه فرمائید، که چه زیبا بر کرانه دل آدمی می نشیند.
پروردگارا همانا تـو هر که را به آتش افکنی، او را خـوار ساخته ای. و برای ستمکاران هیچ یاوری نیست.
پـروردگارا ما صدای منادی تـو را شنـیدیم که به ایمان دعـوت می کرد، به پروردگار خود ایمان بیاورید و ما ایمان آوردیم. پروردگارا گناهان ما را ببخش و بدیهای ما را بپوشان، و ما را با نیکان بمیران.
پروردگارا آنچه را بوسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی، به ما عطـا کن و ما را در روز رستاخیز رسـوا مگردان. زیرا تو هیچگاه از وعده خود تخلف نمی کنی.
... خداوندا، این شهر (مکه) را مکان امنی قرار ده. و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار.
پروردگارا آنها (بتها) بسیاری از مردم را گمراه ساخته اند. هر کس از من پیروی کند از من است و هر کس نا فرمانی من کند، تو بخشنده و مهربانی.
پروردگارا، تو می دانی آنچه را ما پنهان و یا آشکار می کنیم. و چیزی در زمین و آسمان بر خداوند پوشیده نیست.
پروردگارا مرا و فرزندانم را از بر پا کنندگان نماز قرار ده و دعای مرا بپذیر.
پروردگارا، من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در آن روز که حساب بر پا می شود بیامرز.
نیازی به تفسیر نیست. خودتان قضاوت کنید و تفاوت را دریابید، که چگونه دعاهای اسلام فراگیر بوده و تمام جوانب زندگی را شامل می شود. و چه روحی بر آنها حاکم است.
بررسی موسیقی متال
موج جنگ و کشتار انسان ها ازیک طرف و حکومت سرمایه داری و صنعتی از سوی دیگر باعث شد تا در اواسط قرن بیستم نوعی اعتراض در تحولات فرهنگی و جنبش های سیاسی جوامع غرب و مخصوصا در آمریکا به وجود آید.
در نتیجه جنبه های سیاسی ترانه های موسیقی پاپ و راک نیز قوی تر شده و همین امر آثار معترضه های زیادی را در عرصه موسیقی به وجود آورد.از مشهورترین این آثار به طنز گرفتن سرود ملی آمریکا در یک اجرای موسیقی پاپ توسط " جیمی هندریکس " بود که در مقابله با جنگ علیه ویتنام انجام شد.این گونه آثار معترضه با شعار حمایت از مظلوم و ضد جنگ کم کم باعث شکل گیری موسیقی اعتراضی Hevy Metal شد.که از دل موسیقی راک و پاپ برون می آمد و به اقتضای علت پیدایش و کاربردی که داشت مشخصات اجرایی و محتوای خاصی نیز پیدا کرد.صدای به شدت دیستورت شده گیتار الکتریک ،ریتم های قوی با ضربه های مهیب مانند صدای شلیک گلوله که در نهایت با آوازی خشن توام می شد.هوی متال با این خصوصیات در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 میلادی با شعار اعتراض علیه جنگ افروزی،سرمایه داری،نابودی محیط زیست،و ....... به وجود آمد.
Black Sabbath,Led zeppelineو Deep Purple جزءاولین گروههایی بودند که در سال 9-1968 در زمینه موسیقی متال فعالیت می کردند.در همین زمان در انگلستان نیز چند گروه مشهور Hevy Metal موج جدیدی را پایه گذاری کردند که به Hevy Metal Wave of British)) و یا به اختصار به WOBHM معروف شد و (این گروه ها نیز) کارهای مشابه و اجراهای زیادی را در همین زمینه انجام دادند.در سال 1983 که از دوران پرکار هوی متال است این جریانات در آمریکا(توسط گروه هایی) با الهام از موج متال انگلستان و سرعت بخشیدن و خشن تر کردن سبک آنها شیوه جدیدی را در این نوع موسیقی به وجود آورد که Hevy Metal یا Speed Metal نامیده شد.اما این پیشرفت ها و اضافه شدن موج علاقه مندان در سطح دنیا با منشعب شدن شاخه های بیشتر در موسیقی متال به وجود آمدند که پیامشان نیهیلیستی یا پوچ گرایی ،خشونت،شیطان پرستی و .... بود.البته این در مورد همه گروهها صادق نبوده و به طور مثال گروه Megadeth یا Soad بیشتر کارهای خود را بر پایه ی ضدیت با جنگ طرحی می کردند.نمونه هایی از آثار ضد جنگ ساخته شده توسط گروه های متال که در مورد جنگ با دولتی خاص و یا به طور عام در ارتباط با ضدیت با جنگ ساخته شده اند عبارتند از :
-
آهنگ War Pig از گروه Black Sabbath
- آهنگ Peace Sells از گروه Megadeth
- آهنگ Toxicity از گروه Soad در محکومیت استکبار جهانی
- آهنگ War از گروه Soad بر ضد اسرائیل
- آهنگ Boom از گروه Soadبرضد جنگ عراق
- آهنگ Territori از گروه Sepultura در دفاع از ملت
فلسطین
- آهنگ AEpulnation از گروه Sepultura در دفاع از ملت
فلسطین
اما نکته اینجاست که موسیقی هنر بسیار ضریفی است و البته
ابزار تبلیغاتی مناسبی برای دست شیطانی ابر قدرت های غرب. زیرا موسیقی
زبانی بین المللی داردو در هر کجای دنیا به راحتی قابل دسترسی و شنیدن است.
امروزه به نظر می آید بستری که موسیقی متال در آن شکل گرفت
به صورت کاملا هدایت شده ای این موسیقی را به سمت تشکیل زیر شاخه های
زیادی برده است.از ان جمله Black Metal و Deth Metal را می توان نام
برد.که اکنون از بزرگترین پایگاه های تبلیغاتی مواد مخدر،شیطان
پرستی،انحراف شدید جنسی،دینی و انسانی به شمار می روند.تناقض بسیار زیادی
که در شکل اجرایی و محتوای انواع موسیقی متال ازآغاز تا امروز وجود دارد
گواه این مدعا است.ضد جنگ،ضد خشونت،ضد آلودگی محیط زیست ،خشونت،ضد زن،ضد
قانونٍ ضد دین و .... !
اما جالب تر وقتی است که یک جریان اعتراضی در مسیر سیاست
حاکم بر آن جامعه قرار می گیرد!
"Fire For Effect" عنوان آلبومی است که در فرم و شیوه موسیقی متال با
شعار جنگ ساخته شده است!
Fire For Effect یک اصطلاح نظامی است که بر اساس دکتر ین
ناتو دو تعریف دارد:
-
تنظیم برد آتش گشوده شده بعد از نقطه موثر در فاصله
معینی از هدف.
- آتشی که مشخص کننده بعد مسافت است و یا تنظیم کننده
فاصله آتش از لحاظ اثر گذاری مطلوب علیه دشمن
این اصطلاح نظامی توسط وزارت دفاع امریکا نیز تعریف شده
است که حجم آتش گشوده شده علیه هدف به منظور دست یابی به اثر گذاری قابل
قبول و به طور مخفف (EFE) نیز خوانده می شود.
بر این اساس آلبوم Fire For Effect در سال 2005 توسط یک
گروه موسیقی Hevy Metal از ایالت ماسا چوست در بیستون آمریکا ساخته شده و
طبق اطلاعات موجود در سایت موسیقی CD Baby اهدا شده به اعضای نیروی ارتش
امریکا است که مراقبان ابدی مردم امریکا و آزادی هستند و ماموریتشان حفاظت
از قانون اساسی و حذف خائنین،مخالفین و تروریست ها می باشد!!
این آلبوم از 9 ترک تشکیل شده که فلسفه نام گذاری هر کدام
از ترک ها نیز جالب توجه است:
-
Tread The Line (در یک خط حرکت کنید)
- Violence – Detonution(آشوب - انفجار)
- Depth Charge(بمب زیر آبی)
- War Machine(ماشین جنگ)
- Synechthram(با هم مردن)
- Pro-War (برای جنگ-موافق جنگ)
- operation Dead Flowers (عملیات گل های مرگ)
- Desolate Walls (ویران کننده دیوارها)
- !Ruin,Rebuild,Reinstate (ویران کنید،دوباره ساختن و
دوباره تثبیت کردن!)
شیطان در ادیان
این دیدگاه که هر چیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد. یک تفکر کاملاً فسیل شده است. چرا که بسیاری از الهههای قدیمی نیز این نیروهای بد را در خود داشته اند، به طوری که در تمدنهای باستان چنین باوری داشته اند. مانند زرتشت و ادیان هنلیستی یا ادیان مصر باستان.
میان آموزههای دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هر دو پیروان بسیاری دارند، و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند، و به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، شیطان وجود دارد. و در همه جهان بینیهای الهی، شیطان سعی دارد خداوند را تحلیل برده و خراب کند.
با روند رو به جلوی جامعه از دوران اصلاحات به دوران روشنفکری (قرون 17 و 18 میلادی)، مردم در جوامع غربی به پرسش سوالاتی راجع به شیطان رو آوردند. و این شیطان نیز در پاسخ به تدریج بزرگ و بزرگتر شد. لذا شیطان پرستی به صورت یک رسم که با رسوم دینی گذشته مخالفت دارد، ظهور پیدا کرده است. به علاوه شیطان پرستی بر مبنای آموزههای مخالف دینهای ابراهیمی به مخالفت با خدای ابراهیمی پرداخته است.
قدیمیترین شاهد ثبت شده راجع به این واژه (شیطان پرستی) در کتاب «تکذیب یک کتاب» توسط «توماس هاردینگ» 1565.م) که در آن از کلیسای انگلیس دفاع میکند این گونه آمده است: «...در خلال زمانی که مارتیـن لوتــر برای اولین بار فرقه ملحد و شیطان پرست خود را به آلمان آورد،...». در حالی که مارتین لوتر خود هرگونه ارتباطی را بین آموزه هایش و شیطان نفی کرد. کلمه شیطان در ابتدا از دین یهـود آمده و در مسیحیت و اسلام تکمیل یافته است. این نگاه یهودی- مسیحی- اسلامی از شیطان میتواند به موارد زیر تقسیم شود.
شیطان در یهودیت: در لغت به معنای «دشمن» یا «تهمت زننده» است. و همینطور نام فرشتهای است که مؤمنین را مورد محک قرار میدهد. شیطان در یهود به عنوان دشمن خدا شناخته نشده است. بلکه یک خادم خدا است، که وظیفه دارد ایمان بشیریت را مورد آزمایش قرار دهد.
شیطان در مسیحیـت: در بسیاری از شاخههای مسیحیت، شیطان (در اصل لوسیفر) قبل از آنکه از درگاه خدا طرد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده است. گفته میشود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد و خودپرستی طرد شده است. مسیحیان معتقدند شیطان کسی بوده که به انسان گفته است میتواند خدا شود، و موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده است. و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده است. از شیطان در کتاب یونانی «دیابلوس» به عنوان روح پلید (Devil) نیز نام برده شده است که به معنای «تهمت زننده» یا «کسی که به نا حق دیگران را متهم میکند» است.. واژه Devil از فعلی به معنای «پرت کردن» یا «انتقال دادن» نشئات گرفته شده است. در حالی که لاوی ادعا کرده است که این واژه از زبان سانسکریت مشتق شده و به معنای الهه است.
شیطان در اسـلام: کلمه شیطان satan در عربی «الشیطان» از ریشه «شطن» گرفته شده است. و به معنای خطا کار، متجاوز و دشمن است. این یک عنوان است که معمولاً به هر موجود موذی اطلاق می گردد. و به ابلیس نسبت داده میشود. ابلیس یک جن بوده است که از فرمان خداوند سرپیچی کرده است. لذا توسط خداوند از بهشت رانده شده و محکوم شده است که به عنوان ابزاری برای آزمایش انسان و جن باشد و ایمان آنها را برای خدا بسنجد. و او در زمان ظهور آخرین وصی پیامبر اسلام کشته خواهد شد.
وقتی همه خوابیم
یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِی
السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ
لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ (بقره/208)
«اى كسانى كه ایمان آوردهاید همگى در صلح و آشتى
درآیید! و از گامهاى شیطان، پیروى نكنید؛ كه او دشمن آشكار شماست»

یه کارت مقوایی عطری با یه علامت مشکی روش!
تو تاکسی از مسافر بغلدستی پرسیدم، نمیدونست چیه؟ از راننده تاکسی که ازش استفاده میکرد، پرسیدم؛ گفت خوشبو کننده ماشینه. ولی بازم برام عادی نبود. از بین این همه علامت چرا این علامت و با این رنگ!! زیباییش کجا بود که این همه زیاد شده بود؟
از دست فروش سر چهارراه که پرسیدم همون جواب راننده تاکسی رو داد ولی به نظرم یه چیزی در این بین غیرعادی میآمد.
گروههای شیطانپرستی فعالیتهای خود را در برخی خوابگاههای دانشجویی شدت بخشیدهاند آنها بیشتر خوابگاههای دخترانه را نشانه رفتهاند.
فکرم خیلی مشغول شده بود روی چیزهای دیگر مثل تیشرت، کلاه، کیف، جاسویچی و بسیاری از لوازم مصرفی اطرافم هم به نوعی این نماد استفاده شده بود و این نشان میداد که این نماد، نماد خاص و غیرمعمولی است.
بالاخره رفتم توی اینترنت، پیدایش کردم. باور کردنی نبود از علائم شیطانپرستی بود و ما ازش استفاده میکردیم و هیچکدام هم نمیدونستیم چیه! شاید در وهله اول خیلی بیاهمیت بیاد ولی اون وقتی که تلویزیونهای مزدور از روند رو به رشد جذب ایرانیها به فرقههای شیطانپرستی گزارش پخش کنند و ما از تعجب به هم نگاه کنیم و حتی منظورش رو متوجه نشیم، میفهمیم که خیلی هم بیاهمیت نبوده و به قیمت به انگ بزرگ و نچسب برای ایرانیهای با فرهنگ و متمدن تمام شده.
چرا عادت کردیم که فقط مصرف کنیم بدون اینکه در موردش کوچکترین چیزی بدونیم؟
چرا از کنار هر مسئلهای خیلی عادی رد میشویم انگار که اصلا اتفاق خاصی نیفتاده؟
چرا هیچ کس از افرادی که وظیفهشون پیگیری و اطلاع رسانی در مورد این مسئله است، هیچ کاری نمیکنند و وقتی کار از کار گذشت تازه به فکر راه حل میافتند؟
سوال آخر اینکه چه کسی در این بین مسئوله؟
بد نیست بدانیم گروههای شیطانپرستی فعالیتهای خود را در برخی خوابگاههای دانشجویی شدت بخشیدهاند آنها بیشتر خوابگاههای دخترانه را نشانه رفتهاند.
گفته می شود: بخشی از افرادی که خود را دنباله روی شیطانپرستی میدانند در قالب گروههای موسیقی برای اجاره کردن تالارها و فضای دانشگاه با برخی مدیران دانشگاه هماهنگی کرده و هوادارانشان نیز در این برنامهها حضور پیدا کردهاند.
تصاویری از اعتقادات شیطان پرستی
این آدم ها بر شیطان سجده میکنند.
حتماً شما هم وقتی پای فیلمهای هالیوودیای نشستهاید که شیطان یک پای آن است، از هیبت این اهریمن اندامتان بهلرزه افتاده است. در آنجا شیطان یک نیروی افسونگر ماورایی است که اجازه دخل و تصرف و اعمال نفوذ در هر کس و هر چیز را دارد؛ موجودی که گاه شکستناپذیر جلوه میکند و حتی برنده مطلق نابودناشدنی است که اگر هم فعلاً به هدفش نرسیده، در کمین خواهد نشست تا در ایندهای نزدیک کار را یکسره کند. این شیطان، برخلاف نگاه اسلامی، دیگر یک ابلیس مسخر و محدود و صرفاً وسوسهگر نیست که در برابر خداوندگار عالم عددی نباشد بلکه یک قدرت است؛ قدرتی مرموز و مخوف که از سویی هراس و وحشت و از طرفی ابهام و حتی اسطوره با نامش گره خورده. چنین موجود ساختگی جان میدهد برای انواع تصورهای عجیب و غریب و تحریفها و اغراقهای کوچک و بزرگ.
مدرن یا قدیمی؟
شاید عدهای شیطانپرستی را ایینی مدرن و نهایـتاً مربوط
به قرن16-15 میلادی بدانند اما واقعیت چیز دیگریاست. طبق اکتشافات به دست
آمده در امریکای جنوبی برخی از قبایل این قاره شیطان را پرستش میکردند و
حتی قربانیهایی را از انسان به شیطان هدیه میدادند. هنوز مکانهای انجام
مراسم قربانی وجود دارد و اجساد مومیایی به دست آمده و نوع کشتهشدنها
نشانگر قربانی شدن آنهاست. در افریقای مرکزی و در دشتها و کویرهای سوزان
این قاره در قبایلی شیطان به عنوان قدرت مطلق زمین و آسمان و پدیدآورنده
آن و خدای خشم و نفرت پرستش میشد. شیطانپرستی در زمان پیدایش زبان و خط و
زمان مادها، سومریان، بابلیان و... نیز ادامه داشت تا در قرون
15-14میلادی شیطانپرستی نوین بهوجود آمد. اما آنچه که در سنتهای مختلف
شیطانپرستی وجود داشته و دارد یک چیز است: پرستش قدرت پلیدی.
شیطانپرستی قدیمی
برخی مورخان معتقدند که اصولاً شیطان را کلیسا بهوجود
آورد تا اولاً بشر با نسبت دادن پلیدیها و بدی به آن، گناهان را از خود
دور کند و ثانیاً با برچسب پیروی شیطان، جادوگران را که در قرون وسطا از
قدرت زیادی برخوردار بودند نابود کنند.
این نظریه نمیتواند درست باشد؛ چراکه قبل از مسیحیت هم شیطانپرستی وجود داشته و هم از چیزی بهعنوان شیطان بسیار سخن گفته شده است. اگر شیطان وجود نداشت هیچگاه آدم و حوا به زمین سقوط نمیکردند و...!
استفاده از کمک شیطان در کارهای زیانآور و در جنگها نمودهای اصلی شیطانپرستی قدیمی بوده است.
همسر پادشاه فرانسه در قرن 13 میلادی برای نجات شوهر خود
از مرگ، مراسم شیطانپرستی قرون وسطایی را برگزار کرد. مراسمی که اصل
شهوترانی و ارضای جنسی و اعمال ضد مسیحیت جزء لاینفک آن است. آنها به
مسیحیت و کلیسا اعتقادی نداشتند و میگفتند مسیح پیامبری بود که باید زمین
را آباد میکرد اما تنها کاری که انجیل انجام داده، دروغگویی و رواج بدی
در جامعه است! اینان قربانی کردن انسان بهویژه دختربچهها را برای آرامش و
احترام به شیطان میدانستند و میگفتند جهنم همین دنیایی است که در آن
زندگی میکنیم!
فرقه شیطانپرستان
فراماسونها احیاکننده جادوگری و شیطانپرستی در اروپای
قرن شانزدهم هستند. گسترش سریع جادوگری و شیطانپرستی در این سالها به
حدی بود که در جنبش پاکسازی جادوگری و شیطانپرستی بیش از شصت هزار نفر از
جادوگران که بیشتر آنها زن بودند، اعدام شدند.
در اوائل قرن نوزدهم بعضی از اشراف انگلستان ـ که عضو
گروه فراماسونری بودند ـ به رهبری «سرفرانسیس داشود» باشگاه آتش جهنم را
در شهر لندن تأسیس کردند. رفتهرفته شهر لندن مرکز شیطانپرستان اروپا شد.
در این میان حمایت سرمایهداران یهود از گروههای شیطانپرست در انگلستان و
ایالات متحده آمریکا چشمگیر بود و کار را به آنجا کشاند که شیطانپرستان
«کلیسای شیطان» را در شهر سانفرانسیسکو تشکیل دادند.
کتاب آسمانی شیطان
انجیل شیطانی کتابی است که شیطانپرستان از آن برای عبادت
و دعاهای خود و همچنین مراسمهای ویژه استفاده میکنند. این کتاب شامل
کلمات عبری، یونانی و انگلیسی است که معنی دقیق برخی از این کلمات هنوز کشف
نشده است اما چیزی که میتوان فهمید اسامی شیطان و دعوت از او برای قدرت
دادن به شیطانپرستان است. بسیاری از دعاهای این کتاب بر خلاف دعاهای
مسیحیت و انجیل است و همچنین بسیاری از شعائر آن برای قدر نهادن به عظمت و
قدرت شیطان به عنوان قدرت مطلق است.
پایگاه و پرتگاه شیطان
بیشترین کلیساهای شیطان در کشورهای امریکا، انگلیس،
آلمان و سپس چین دایر است. در کشورهای دیگر نیز مسلماً حتی اگر بهطور
علنی شاهد کلیسای شیطان نباشیم جایی برای تجمع شیطانپرستان وجود دارد.
در میان مراکز پاتوقهای شیطانپرستان، دو مکان از همه مهمتر است:
- کلیسای شیطان (Church of Satan): که اولین سازمان فلسفی برای معتقدان به مبادی فلسفی شیطانپرستی است و توسط آنتوان لاوی در0 1آوریل 1966 در سانفرانسیسکو تاسیس شد.
- معبد ست (TemPle of Set): ست، نام یکی از خدایان مصر باستان است و این معبد یکی از مخوفترین، مشهورترین و مخفیترین سازمانهای شیطانپرستی است. معبد ست اولین جامعه مخفیای است که ادعای رهبری جهانی «طریقت دست چپ» در جهان را دارد. تعالیم آن شامل فلسفه شیطان و تمرینات سحر است. معبد ست در سال1975 توسط مایکل آکینو در سانفرانسیسکو بنیانگذاری شد. او و گروهی دیگر از کشیشان کلیسای شیطان بهخاطر اختلافات فلسفی و مدیریتی و همچنین به خاطر فساد موجود در کلیسای شیطان، از آن جدا شده و سازمان معبد ست را تشکیل دادند.
گنا هان نه گانه در آیین شیطان پرستی
2- خودنمایی: انسان نباید خودنمایی کند، زیرا همه چیز ساخته ذهن آدمی است.
3- مَنیت: یکی از
خطرناکترین چیزها برای شیطان پرست منیت اوست. بعضی ها منتظرند مردم به آنها
تعظیم کرده و احترام بگذارند. شیطان پرست باید تلاش کند تحکیم کند تقدم
دیگران را بر خود. ما باید ثابت کنیم و هوشیار باشیم. مبادا در عین آسودگی
خیال لغزش کنید. مسلماً مدینه فاضله جهان، تصویری در میان ملت ماست. اما
متأسفانه ما از
آن نقطه اوج دور هستیم.
4- خود فریبی: این گناه یکی
از گناهان نه گانه است، ولی باید مکرر تکرار گردد. تا مبادا کسی گرفتار آن
گردد و خود را بفریبد.
5- همرنگ جماعت شدن: شاید
همرنگی با جماعت برای شما سود آور باشد، ولی فقط یک انسان احمق از جماعت
پیروی می کند. زیرا در این صورت انسان فاقد شخصیت وجودی است.
6- نداشتن بصیرت و آگاهی:
چقدر درد آور است برای یک شیطان پرست که بصیـرت نداشته باشد. شما هرگز
نباید بصیرت خود را گم کنید، و اینکه چـه کسی هستید یا اینکه چـه چیـزی
شمـا را تهدید می کند. این برای بقای شما بسیار ضروری است. ما در حال ساختن
تاریخ درست هستیم. و باید تصویر و خوراک تاریخی و اجتماعی صحیحی در اذهان،
از خود به جای بگذاریم.
7- فراموش کردن گذشته مکتب ارتدکس:
باید آگاه بود که این مورد از کلیدهایی است که مردم را در قبول کردن
چیزهای جدید و متفـاوت نگاه می دارد. در مقابلِ چیزهایی که یکباره مورد
قبـول واقـع می شوند، اکنـون یک بسته تازه داده شده است.
ما باید منتظر یاوه گویی ها درباره نبوغ خالق خود باشیم و
اصل را فراموش نکنیم، که این سازه ای برای استفاده شدن در جامعه است.
8- غرور بیجا: غرور اولین
کلمه مهم است. قانون شیطان پرستی این است: اگر شما کارخانه دار بزرگی
هستید، هنگامی که کار به خاطر شما متوقف می شود، در آن هنگام شما خود را در
گوشه ای به تصویر می کشید که تنها راه شما گفتن این جمله است:
من متأسفم. من اشتباه کردم، و می خواهم که ما به طریقی
مصالحه کنیم.
9- نداشتن زیبا بینی: این
خواست طبیعی، عامل توازن است. زیبا بینی در جادوگری کمتر اهمیت دارد. ولی
ما باید بیشتر به آن اهمیت دهیم. این واضح است که هیچ کس نمی تواند همه
پولهای دنیا را یک جا جمع کند. در این زمان بیشتر زیبایی ها دلسرد کننده
است. شیطان پرستی برای این است که سحر و جادو را بکار ببریم برای اثر بخشی
به زیبایی ذاتی.
زیبا بینی چیزی است که مشخصاً بازتاب طبیعی دارد، اما
عموماً به دروغ می گوییم: می خواهیم آنرا کنار بگذاریم.
ملاحظه می فرمایید که چگونه اعتقادات شیطان پرستی، طعنه
به اعتقادات سایر ادیان می زند و از این رهگذر خود را با آنان همسان می
پندارد. و همین مقدار برای فریب ساده لوحان کفایت می کند. زیرا عده ای فقط
به دنبال تبعیت از چیزی هستند که در مواقعی به کار آنان بیاید. و هیچگاه به
محتوا کاری ندارند.
مسلمان شدن مایکل جکسون
مطلب را می خواهم از جایی شروع کنم که شایعه «مسلمان شدن»، بهتر بگویم «شیعه شدن» او در ماه نوامبر سال 2008، که متعاقب اجرای آهنگ تشکر از خدا «give tanks to allah» (که ظاهراً خواننده آن فرد دیگریست نه مایکل جکسون)، مطرح گردید. این ادعا اولین بار این در روزنامه «سان» انگلیس منتشر شد و جنجال زیادی در رسانه های غربی به پا کرد.
این روزنامه اعلام کرد که مایکل جکسون با ذکر شهادتین توسط یک امام جماعت شیعه و در خانه دوستش در لس آنجلس به دین اسلام گروید، و نام «میکائیل» را برای خود برگزید. و در حالی که لباس سنتی اسلامی بر تن کرده بود طی مراسمی در حضور یک روحانی اعتقادش به قرآن و اسلام را اعلام کرد.
به هر حال ماجرای شیعه شدن این خواننده راک چندان عجیب نیست! البته شاید اگر نگاهی به احوال جکسون در آن روزها بیاندازیم، چندان متعجب نشویم!
این ادعا (شیعه شدن او) در حالی مطرح گردید که مایکل قرار بود طی روزهای آتی در دادگاه عالی لندن حاضر شود و در برابر شکایت فرزند پادشاه بحرین «شیخ عبدالله بن حمد الخلیفه» از خود دفاع کند.
چرا که این شیخ عرب مدعی بود، پس از محاکمه «مایکل» به جرم کودک آزاری مبلغ «7 میلیون دلار» به وی کمک کرده که آلبوم جدیدش را آماده و به فروش برساند. و تاکنون این پول عودت نشده است.
بله. اتهام «کودک آزاری» آنهم از نوع «تجاوز جنسی».
طبق گزارشات موجود مایکل جکسون از زمانی که از اتهامات کودک آزاری در کاليفرنيا تبرئه شد آمريکا را ترک و در بحرین اقامت گزید. و در سال 2005 تا 2006 در این کشور بسر می برده است.
حال سوال این است؛ واقعاً چرا باید کسی مانند جکسون که تمام وجودش با «راک» و موسیقی غربی، آنهم با آن شیوه خاص خودش عجین شده، دست از همه مظاهر دنیای غربی بشوید و به اسلام گرایش پیدا کند؟ آیا این قدرت نفوذ اسلام است؟! یا اینکه سیاستی دیگر در پس آن نهفته است؟
حتماً می دانید؛ او جزو تعداد معدود هنرمندانی است که برای بار دوم به تالار مشاهیر «راک اند رول» راه یافته است.
«راک اند رول» سبکی از موسیقی است که ارتباط معناداری با فرقه «شیطان پرستی» دارد. و بسیاری از محققین آن را «موسیقی شیطان» می نامند. که با توجه به زوایای مختلف راک نمی توان به سهولت از کنار این سبک گذشت.
تجربه تاریخ بسیار نشان دادهکه افرادی برای فرار از فشار های اجتماعی و... دست به اقدامات عجیبی می زنند. همانگونه که «مایکل جکسون» چنین کرد.
چه کسی می تواند باور کند که او «شیعه» شده باشد؟ با کدام منطق می توان قبول کرد؟
شاید بتوان گفت که مگر خداوند نمی تواند کافری را اصلاح و به راه راست هدایت کند؟!
اما خواننده محترم حتماً می داند که هدایت زمینه می خواهد. هدایت، امر الهی است. نه اینکه هر فردی ادعا کند، آن وقت او را هدایت یافته بدانیم.
بله به ما ارتباطی ندارد که هر کس چه اعتقادی دارد، و خداوند چگونه ممکن است کسی را هدایت کند.
اما قبول آن پس از آن کش و قوسهای دادگاهی با آنهمه جار و جنجال تبلیغاتی سخت است. و به نظر کمی ساده لوحانه می آید.
انجیل شیطانی
- کتاب شیطان (Satan) آتش
- کتاب لوسیفر (Lucifer) باد
- کتاب بلیال (Belial) زمین
- کتاب لویتن (Leviathan) آب
۴ کتاب (فصل) به نامهای ۴ شیطان (چهار ارباب دوزخ)
نامیده شده اند.
کتاب شیطان (Satan)
معرفی شاعرانهای از مشخصات و تجاوزات شیطان پرستی، که
برگرفته از عبارات رَگنر ربیرد (Ragnar Rebeard) است.
کتاب لوسیفر (Lucifer)
- روشنگری، مبانی فلسفی و تصوری شیطان پرستی.
- خواسته: خدا، مرده یا زنده.
- برخی شواهد عصر شیطانی جدید
- دوزخ، اهریمن و چگونه روح خود را واگذار کنید
- عشق و نفرت
- روابط جنسی شیطانی
- همه خونخواران، خون نمیمکند
- لطف، نه اجبار
- انتخاب یک انسان برای قربانی
- زندگی پس از مرگ در طول تکمیل ضمیر نفس
- تعطیلات مذهبی
- مراسم عشاء تاریک
کتاب بلیال (Belial)
- شامل اصول نظری و تمرینات آئین پرستش شیطانی،
جادوگری و روانشناسانه.
- نظریه و تمرین سحر شیطانی (تعریف و هدف)
- انواع سه گانه آئین پرستش شیطان
- آئین پرستش شیطان، یا «اتاقک تشریح عقلانی»
- اجزای کاربردی در سحر شیطانی
- آئین پرستش شیطانی
کتاب لِویتن (Leviathan)
- شامل متنهایی برای استفاده در آئین پرستش شیطان و
دعاها.
آخرین بخش این کتاب، فصل مربوط به کلیدهای رهایی است.
در این فصل، کلید های نوزده گانه شیطان پرستی از کتاب آنوسیان طرح گردیده
است. و شیطان پرستان برای رهایی باید این نوزده کلید را در اختیار داشته
باشند.
اینک با توجه به مطالب ارائه شده از کتاب مقدس شیطان
پرستی خوب است نگاهی به برخی از صفحات داخلی این کتاب سراسر کفر انداخته و
جملاتی دیگر از آن را از نظر بگذرانیم. با ملاحظه جملات ایـن کتاب ضاله می
توان به انگیزه شیطان پی برد، که چگونه عده ای غافل را فریب داده تا از
جانب او سخن گفته و اعتقادات مردمان را به بازی بگیرند.
قواعد یازده گانه شیطان پرستی
2- نباید زحمتهایی را که متحمل شده ای به دیگران بگویی، مگر اینکه بخواهند بشنوند.
3- هنگامی که دروغ دیگران را می بینی، یا به آنها احترام بگذار و چیزی مگو، یا دیگر آنجا نرو.
4- اگر میهمان با دروغ تو را اذیت کرد، بی رحمانه به او حمله کن و به او اذیت برسان. (حق او را کف دستش بگذار)
5- در انجام عمل جنسی پیش قدم نشو، مگر اینکه کس مشخصی را برای همبستری پیدا کنی.
6- چیـزی را که مال تـو نیست برندار، مگـر اینکه هـزینه آن را بـه دیگران بپردازی یا فریاد بزنی و صاحبش را بیابی و خود را خلاص کنی.
7- قبول کن قدرت از آن جادوگری است. اگر آن را درست استفاده کنی، به هر چه بخواهی دست خواهی یافت. و اگر با وجود کامیابی در استفاده از قدرت جادو، آن را انکار کنی تمام چیزهایی را که بدست آورده ای از دست خواهی داد.
8- نباید به هر چیزی اعتراض کنی. این شما هستی که باید مورد اعتراض قرار بگیری (یعنی فقط حق داری به خودت اعتراض کنی).
9- به کودکان نباید هیچ آسیب کوچکی بزنی.
10- نباید هیچ انسان یا حیوانی را بکشی، مگر آنکه به تو حمله کرده یا اینکه مجبور باشی آن را بخوری.
11- هنگامی که خواستی در مناطق آزاد به گردش بروی، به کسی زحمت نده. اگر بعضی افراد همراه تو زحمت می کشند، به او بگو دست نگه دار. اگر دست نگه نداشت آن را خراب کن.
همانطور که آشکار و هویداست برخی از این اعتقادات درست، برخـی پـوچ و یـاوه و بعضی نیـز خنثی می باشند. اما هـر چه که هست، بسیاری از مردم فریب همین ساده گویی را خورده و نسبت به گرایش به آن افتخار کرده و خود را افرادی آگاه می پندارند، که اعتقادات راسخی دارند.
نمونه دیگری که می توان در این راستا ارائه کرد، گناهان نه گانه شیطان پرستی است. این گناهان تا حدودی با گناهان مذموم در سایر ادیان مشابهت دارد. اما آنچه که جلب توجه می کند، این است که چرا شیطان پرستان چنین حدودی را برای خود قرار داده و به آن معتقد هستند؟
مگر نه اینکه اعتقاد دارند انسان نباید هیچ نیرویی را به عنوان نیروی مافوق قبول کند. و آزادی مطلق، با قبول محدودیت سازگاری ندارد!. تأمل در این مسئله می تواند بسیاری از حقایق را روشن سازد.
موارد مذکور، آنچنان برخی را فریب داده است که همانطـور که اشاره شد، عده ای شیطان پرستی را یکی از مذاهب آئینی دانسته که می توان در کنار سایر مذاهب به آن اعتقاد داشت. و در واقع بعدی از مانیفیسم یا یونیورسالیسم را ترویج می کنند. که همه راهها، چه راههای الهی و چه راههای مادی و حتی راههای کفر آمیزی همچون شیطان پرستی، همگی به سعادت بشر منجر می شوند.
مشترکات شیطان پرستی و صهیونیسم
مشترکات شیطان پرستی و صهیونیسم
گذشته از اعتقادات، اعمال و سمبلها، شیطانپرستان، ظاهری متفاوت با دیگران دارند که می توان آنها را به راحتی از دیگر افراد جامعه، تشخیص داد. بطور مثال مدل موهایشان عجیب و غریب است. اکثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می کنند، رنگ آرایششان اغلب مشکی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه، صورتکهای شیطانی و سمبلها خالکوبی میکنند، لباسهایشان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز میباشد، چکمههای چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است میپوشند. افراد وابسته به این فرقه مانند فراماسونها از برخی علائم و نمادهای رفتاری نیز برای ابراز همراهی با این فرقه استفاده میکنند. یکی از این علائم دست شیطان (یا کرنوتی در ایتالیایی) به معنی حکومت شیطان است. این علامت جهانی از سوی سیاستمداران، افراد مشهور و گروههای «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به کار میرود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است. مشترکات شیطان پرستی و صهیونیسم گذشته از اعتقادات، اعمال و سمبلها، شیطانپرستان، ظاهری متفاوت با دیگران دارند که می توان آنها را به راحتی از دیگر افراد جامعه، تشخیص داد. بطور مثال مدل موهایشان عجیب و غریب است. اکثرا ابروهایشان را می تراشند یا به سمت بالا طراحی می کنند، رنگ آرایششان اغلب مشکی، بنفش و قرمز تند است، پوست بدنشان را با اشکالی مانند جمجمه، صورتکهای شیطانی و سمبلها خالکوبی میکنند، لباسهایشان از جنس جیر و چرم و اکثرا به رنگ مشکی و قرمز میباشد، چکمههای چرمی ساق بلند که اغلب با فلز تزئین شده است میپوشند. افراد وابسته به این فرقه مانند فراماسونها از برخی علائم و نمادهای رفتاری نیز برای ابراز همراهی با این فرقه استفاده میکنند. یکی از این علائم دست شیطان (یا کرنوتی در ایتالیایی) به معنی حکومت شیطان است. این علامت جهانی از سوی سیاستمداران، افراد مشهور و گروههای «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به کار میرود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است. شیطان پرستی مدرن، فراماسونری و صهیونیسم بینالملل محققان بسترهای ظهور شیطانپرستی در غرب را در پنج عامل میدانند. فلسفه یونانی، پروتستانتیزم (اصلاح دینی)، معرفت شناسی یهودی از شیطان، افول معنویت و ظهور مکاتب فلسفی پوچگرا در عصر حاضر غرب و رمانسگرایی به عنوان کپی دروغین از اسطورهگرایی در جهان اسلام و آئینهای شرقی برای پاسخگویی به خلا ناشی از احساس نیاز به وجود قهرمان، 5 عامل جاری در فرهنگ غربی هستند که زمینه را برای ظهور و گسترش شیطانپرستی در سرزمینهای حامل این فرهنگ فراهم ساخته است. افراد مشهور و گروههای «هوی متال»، برای اظهار وفاداری به نیروهای شیطانی به کار میرود و علامت بصری به معنای «سلام شیطان» است از طرفی صهیونیسم بینالملل با تکیه بر سرمایهداران بزرگ خود و با صرف مبالغ هنگفت، دست به ساخت این جریانها زده و همواره به طور عمدی تلاش میکند تا نمادها و مناسک موجود در آئین یهود را در این فرقهها تعمیم دهد تا علاوه بر در دست داشتن رشته کنترل آنها، همواره تصویر با هیبت و مخوفی را از خود در اذهان جهانی به جا گذارد. البته رفتارهای صهیونیستها که تبدیل به هستهای خاص و منسجم در دل جامعه یهودی شدهاند، همواره مورد تایید کلیت یهودیان نبوده است و ریشه در محافل ثروت و قدرت جهانی دارد. به عنوان نمونه یکی از جریاناتی که توسط یهودیان در قالبی سیاسی بازتولید شده جریان فراماسونری است. هر چند شکل نخستین فرماسونری یک تشکل مخفی صنفی و فنی در دایره معماران بود اما بعدها مورد بهرهبرداری سرمایهداران و قدرتهای پنهان وابسته به محافل صهیونیستی قرار گرفت و تبدیل به جریانی سیاسی و فرهنگی گردید و بر اساس منافع محافل زرسالار و زورمدار حامی خود، در اقصی نقاط جهان گسترش یافت. از آنجا که در نسبت میان صهیونیسم و فراماسونری شکی نیست، درباره ارتباط میان شیطانپرستی و صهیونیسم میتوان به نمادها، آداب و مناسک مشترک شیطانپرستی با فراماسونری اشاره کرد. به عنوان نمونه فصل مشترک مهم و اصلی این جریانها الحاد و مبارزه با دینداری است. از دیگر نقاط مشترک میتوان به فعالیت پنهانی و شبکهای، سانترالیزم شدید در دو تشکل، برخورد قاطع و حذف فیزیکی افراد خارج شده از تشکیلات، مناسک جنسی و انجام رفتارهای نابهنجار و غیر متعارف از سوی افراد در برنامههای گروهی اشاره کرد. مشترکات شیطانیسم و یهودیت برخی از آئینهای ساختگی در متون دینی و اعتقادات یهود عمدهترین عامل ایجاد نحله فاسد فلسفی و فرهنگی شیطانپرستی بوده است. از منظر نقش آئین یهود و صهیونیستها در شکلگیری شیطانپرستی چند نکته ذیل قابل توجه است: 1ـ براساس آموزههای یهودی و عبرانی، شیطان نه یک موجود بد، بلکه یک فرشته خادم برای آزمایش انسانها است. (نگاه مثبت یهود به شیطان) 2ـ در مکاشفات بخشی از کتاب مقدس یهودیان نیز به عدد 666 عدد مقدس شیطانپرستان اشاراتی شده و از آن به عنوان عدد وحش توصیف شده است که باید شمرده شود. شیطان نه یک موجود بد، بلکه یک فرشته خادم برای آزمایش انسانها است 3ـ خواهناخواه متون یهودی منبع برداشت برای مسیحیان نیز قلمداد میشوند و نگاه خاص یهودیت به شیطان، تاثیرات فراوانی را بر مسیحیت داشته است. 4- وجود کلمات عبری در انجیل شیطانی در کنار کلمات انگلیسی و یونانی 5- حک شدن کلمات عبری در برخی نمادهای شیطان پرستان مثل کلمات عبری روی عصای مخصوص کشیش کلیسای شیطان 6- شیوع آموزههای جادوگری در یهودیت و شیطانپرستی به طور مشترک 7- اشتراک در آداب و مناسک کلیسای شیطان و لژهای فراماسونری مانند سلام شیطان (کرنوتی)، استفاده از ماسکهای عجیب و غریب هنگام ادای مناسک و... 8- اشتراکات فراوان نحله تصوف آئین یهود (کابالا) و شیطان پرستی مانند مناسک جنسی هر دو فرقه، نماد پنتاگرام که به مثابه ابزاری برای جادوگران کابالیست مورد استفاده قرار میگرفته است و در شیطانپرستی یک نماد مقدس محسوب میشود. 9-از دیگر نمادهای مشترک شیطانپرستان و دین یهود میتوان به بز ، و استفاده از نماد رسمی رژیم صهیونیستی یعنی پرچم این رژیم توسط این جریان الحادی اشاره کرد. منبعپرستش شيطان يا سرمايه داري يهودي؟
پرستش شيطان يا سرمايه داري يهودي؟
سوال:
تا حالا در مورد شيطان پرستي چند بار مطالبي را نوشته ايد. مي خواستم بطور روشن تر بگيد منظور از پرستش شيطان چيست؟ (مخصوصا در مورد تاريخچه آن)
پاسخ:
شيطان پرستي فرقه اي نوظهور است که سرمايه داران يهود و آمريکايي از آن حمايت مي کنند و استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسي، کار روزانه اين عده تلقي مي گردد.
فراماسونها احياکننده جادوگري و شيطانپرستي در قاره اروپا در قرن شانزدهم ميلادي هستند.
گسترش سريع جادوگري و شيطانپرستي در اروپا در آن دوران مخصوصاً در بين زنان سبب شد تا در قرن شانزدهم و هفدهم ميلادي در اروپا در جنبش پاکسازي جادوگري و شيطانپرستي بيش از شصت هزار نفر از جادوگران که اکثر آنها زن بودند، اعدام شوند!
در اوائل قرن نوزدهم بعضي از اشراف انگلستان ـ که عضو گروه فراماسونري (Ordo Temple Orientis) بودند ـ به رهبري سرفرانسيس داشود، گروه شيطانپرستان به نام باشگاه آتش جهنم را در شهر لندن تأسيس نمودند و از اوائل قرن نوزدهم شهر لندن، مرکز شيطانپرستان در اروپا شد.
استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسي، فعاليت اصلي اين گروههاي شيطانپرست را تشکيل ميداد. در دهه 1960 م شيطانپرستي توسط سرمايه داران يهود مورد حمايت قرار گرفت و چند گروه شيطانپرست در انگلستان و ايالات متحده آمريکا به وجود آمد که معروفترين آنها تشکيل �کليساي شيطان� در شهر سانفرانسيسکو ميباشد.
ظهور فرقه هاي جديد طي قرون اخير به باور برخي بروز خلاقيت عنوان مي شود اما خلاقيتي شيطاني. ظهور و بروز گروه ها و فرقه هاي جديدالتاسيس در غرب را شايد بتوان معلول بسياري از علت هاي نهفته در بي فرهنگي، لاقيدي و بي توجهي به نظام و ماهيت خانواده اصيل و اقتدار گرا دانست که صدور آن به ديگر ممالک به ويژه سرزمين هاي شرق دور از هدف نيست.
همانگونه که رپ(Rap) و هوي متال( Heavymetal ) نيز با هجوم فرهنگي از مرز آب ها فراتر رفت و با موج هاي سرکش تسخير فرهنگي به خاور رسيد و کم و بيش طرفداراني هم جذب کرد. رپ از اصلي ترين سبک هاي موسيقي است که در آن از رکيک ترين الفاظ استفاده مي شود و شنونده را به پرخاشگري، خشونت، وحشت، بي نظمي، مرگ، درد، سرعت و وهم دعوت مي کند و هوي متال نيز ماهيتي جز اين ندارد.
عکس های شیطان پرستی
برج العرب؟
| برج العرب ، دومین هتل هفت ستاره دنیا یا صلیب مسیحیان |
|
برج العرب ، دومین هتل هفت ستاره دنیا یا صلیب مسیحیان برج العرب ، نام هتلی هست که در دبی قرار دارد. این هتل به همراه هتلی که در نیویورک آمریکا قرار دارد تنها هتل های هفت ستاره دنیا هستند و بهترین هتل های دنیا نیز محسوب میشوند. هرچند که به احتمال زیاد سومین هتل هفت ستاره دنیا در کشور عزیزمان ایران و شهر شیراز ساخته خواهد شد ، هتلی که شاید بتوان گفت از هتل برج العرب دبی و هتل هفت ستاره آمریکایی بزرگتر باشد و کمتر از یکسال هست که ساخت این هتل ، آغاز شده است .اطاق های اختصاصی این هتل که برای مهمانان مخصوص و افراد پولدار میباشد هر شب بیش از 40 میلیون تومان هزینه خواهد داشت . و اما نکته جالب در ساخت این هتل که کمتر کسی از آن خبردار هست ، صلیبی بودن قسمتی از معماری این هتل هست . به اینطورت که هنگامی که از دریا به این هتل نگاه شود ، این هتل به شکل یک صلیب دیده میشود . این هتل که جزو نمادهای دبی بود پس از ساخت کامل هتل و متوجه شدن به طرز معماری این هتل ، نماد این شهر از این هتل برداشته شد . داستان اینجاست که برای ساخت این هتل ، اعراب با بزرگترین معماران جهان برای ساخت این هتل همکاری کردند و معماران مسیحی نیز برای اینکه زرنگی خود را به مسلمانان نشان دهند نمادی از این هتل عظیم را به شکل صلیب درآوردند و تا پایان ساخت این هتل فقط خودشان از این راز آگاه بودند . پس از ساخت این هتل عکسبرداری و فیلمبرداری از هتل ( نمادی که به شکل صلیب هست ) ممنوع شده و هم اکنون نیز به هیچ کس اجازه عکسبرداری از این قسمت هتل داده نمیشود و عکسبرداری و فیلمبرداری پیگرد و مجازات سختی را در امارات خواهد داشت نظر شما در مورد به وجود اوردن شکل صلیب در معماری این هتل چیه؟ دوستان به این نکته توجه داشته باشید که خود معماران مسحی اعلام صلیبی شکل بودن خود این هتل رو اعلام کردن.
|
نسانه هاي شيطان
اینها نمادهای معروف گروههای شیطانپرستی است؛ نمادهایی که ممکن است روی بعضی لباسها ببینید و بدون اطلاع از فلسفهشان، آنها را بپوشید.
ستاره 5 پر وارونه
در مراسم مخفیانه جادوگران برای احضار ارواح شیطانی استفاده میشود. شکل ظاهری این ستاره برای شیطانپرستان به صورتی است که 2 رأس ستاره به طرف بالاست. در این نشانه شیطان مهم نیست دایرهای دورش باشد یا نه.
بافومت
این خدای شیطانی و علامت شیطانیاش که بهعنوان شناسه روی ماشین هواداران زده میشود، در جواهر فروشیها هم زیاد است. رسم شده سنگتراشان بر دل سنگ آن را بتراشند تا خانه مریدان بیعلامت نماند!

ستاره 5 پردر جادوگری استفاده میشود و برای آنها نشانگر عناصر آب، خاک، آتش و روح اطراف آنهاست.
ستاره 6 پر
این ستاره داوود نیست بلکه یکی از رایجترین علائمی است که در نیروهای شیطانی و جادو از آن استفاده میشود.
آدجت
این هم علامت لوسیفر(پادشاه جهنم!)، اشک زیرچشم هم نماد محیط محزون و افسرده اطرافش است.

پایگاه و پرتگاه شیطان
در میان مراکز پاتوقهای شیطانپرستان 2 جا از همه مهمتر است:
۱ - کلیسای شیطان (Church of Satan): اولین سازمان فلسفی برای معتقدین به مبادی فلسفی شیطانپرستی است که توسط آنتوان لاوی در ۳۰آوریل ۱۹۶۶ در سانفرانسیسکو تاسیس شد
2 - معبد ست (Temple of Set): ست نام یکی از خدایان مصر باستان است و این معبد یکی از مخوفترین، مشهورترین و مخفیترین سازمانهای شیطانپرستی است. معبد ست اولین جامعه مخفیای است که ادعای رهبری جهانی «طریقت دست چپ» در جهان را دارد. تعالیم آن شامل فلسفه شیطان و تمرینات سحر است. معبد ست در سال۱۹۷۵ توسط مایکل آکینو در سانفرانسیسکو بنیانگذاری شد. او و گروهی دیگر از کشیشان کلیسای شیطان بهخاطر اختلافات فلسفی و مدیریتی و همچنین به خاطر فساد موجود در کلیسای شیطان، از آن جدا شده و سازمان معبد ست را تشکیل دادند.
تفاوت میان کلیسای شیطان و معبد ست:
بارزترین تفاوت میان کلیسای شیطان و معبد ست مربوط به مفهوم شیطان است. معتقدین به کلیسای شیطان (C.O.S)، که سیتنیست (Satanist) نامیده میشوند، بر این باورند که شیطان موجودی نمادین است و وجود خارجی ندارد.

آنها از شیطان برای نشان دادن توجهات خود و به استهزا گرفتن مسیحیت بهره میگیرند. در حالی که پیروان معبد ست که ستیانس (Setians) نامیده میشوند، معتقدند که شیطان واقعی وجود دارد و به آن «پادشاه تاریکی» میگویند. آنها او را «ست؛ پادشاه حقیقی تاریکی» مینامند. سیتن (Satan) نامی است که از انجیل به عنوان پادشاه تاریکی گرفته شده ولی ست (Set) نام خداوند مرگ و عالم اموات در مصر باستان است.
لعنت به خودشان!
درست مثل مفهوم گناه است. مفهوم بدی یا چیزهای دیگر نظیر این؛ چیزهایی که از همان روز اول آفرینش، روح آدم را خراش میداده و میتراشیده و نابود میکرده. مفهوم «شیطان» و وجود شر، از همان ابتدا با پسر آدم بوده است.اینکه شیطان وجود دارد؟ ندارد؟ چه کار میکند؟ چه کار میخواهد بکند؟ چه کار میخواهد و نمیتواند بکند؟ چرا شیطان، شیطان شد؟ و چیزهایی نظیر اینها، از سؤالاتی بوده که به قول آن اساماس بیمزه، شبها نمیگذاشته آدمها راحت بخوابند. در قدیمیترین متنهای تاریخی – مثل گیلگمش – یا در همین داستانهای امروزی، خیلی جاها سروکله شیطان، اهریمن، ابلیس، لوسیفر – یا به قول تالکین «ملکور» - پیدا میشود.خلاصه که شیطان، خیلی قبل از اینکه این گروههای عجیب و غریب پیدایشان بشود، توی ذهن و زندگی بشر بود. منتها آن موقع شیطان، شیطان بود؛ یا داشت پسر آدم را وسوسه میکرد یا توطئهای علیه خوبی تدارک میدید. یعنی چیزی غیر از این 2 تا نبود؛ شیطان، شیطان بود. اینجوری نبود که شیطان مفهومی باشد برای اینکه کسی یا کسانی هر کاری دلشان خواست بکنند و از زیر بار همه مسئولیتهای اجتماعی و اخلاقی شانه خالی کرده و آخرش هم کثافتکاریشان را بیندازند گردن شیطان. آن موقع هنوز گروههای مثلا شیطانپرست در کار نبودند و شیطان وسیله نشده بود؛ شیطان خودش یک موجود سیاه و شرور بود؛ درست برخلاف حالا که آدمهایی (آدمهایی؟!) پیدا شدهاند که از شیطان هم سیاهکارتر هستند.
حکایتی هست که میگوید یک بابایی میخواست کار خلافی بکند، رفت و یک نقشه حسابی برای کارش ریخت و طرحش را اجرا کرد. چند وقت بعد، یاد آن نقشه و آن خلاف افتاد، شرمنده شد و «لعنت بر شیطان»ی حواله کرد. شیطان هم ظاهر شد و گفت «لعنت بر خودت! من عقلم به آن نقشه تو نمیرسید!». حالا حکایت این گروههای شیطانپرست هم همین است. برای اهداف خودشان رفتهاند کاری را که تا دیروز مخصوص شیطان بوده (وسوسه) به عهده گرفتهاند و اسم خودشان را هم گذاشتهاند پرستنده شیطان. واقعا که لعنت به خودشان!
فعاليت گسترده سايتهاي مروج شيطانپرستي در ايران
به گزارش گرداب، در حال حاضر سايتهاي اينترنتي، به عنوان مهمترين مرجع براي ترويج شيطان پرستي در داخل كشور مطرح هستند به طوري كه از همين طریق اين جريانها توانستند با نفوذ در برخي از آهنگهاي آگهي بازرگاني، و تيتراژ برخي فيلمها و سريالها و نيز صحنه آرايي برنامههاي تلويزيون، آئينها و ملوديهاي خود را رواج دهند.بر پايه اين گزارش در حالي كه هر روز مسئولان فرهنگي-انتظامي- مذهبي و… در مورد خطر رواج شيطان پرستي در جامعه هشدار ميدهند، در كمال حيرت دسترسي به اصلي ترين سايتهاي رواج دهنده اين طرز تفكر در ايران آزاد است.
چندي پيش كارشناسان فرهنگي و مذهبي با اشاره به پوششها و مدلهاي جديد مد برخي از دختران و پسران از گسترش فعاليت گروههاي شيطان پرستي ابراز نگراني كردند اين در حالي است كه سايتهاي اصلي و پر بازديد كه مربوط به شيطان پرستان هستند همچنان آزادانه دور از چشمان تيزبين مسئولان فيلترينگ كشوربه فعاليت خود ادامه مي دهند.
با وجود شناسايي كامل بسياري از اين سايت ها كه در رنكينگ الكسا، مخاطب بالايي هم دارند به جهت خودداري از اشاعه اين طرز تفكر، و اينكه به خاطر اشاعه منكر سايت ما فيلتر نشود ـ طبق رديف 3 بند "و " ماده 21 قانون جرايم رايانهاي از نوشتن لينك كامل اين پايگاهها معذوريم.
بررسيهاي خبرنگار آخرين نشان ميدهد كه محتواي اين تارنماها همگي شامل اين بندها ميشود .اگرچه مسئولان با اين عنوان كه اين سايتها اكثرا به زبان انگليسي هستند، شايد كوتاهي در برخورد با اين سايتها را توجيه نمايند اما نبايد فراموش كرد كه بسياري از سايتها از جمله سيانان و بيبيسي انگليسي و… هم انگليسي هستند اما با اين وجود، فيلتر شده اند.
بر اساس نتايج يك پژوهش اكنون بيش از 70 فرقه شيطانپرستي در كشور فعال هستند و اين جريانهاي ضد فرهنگي در سايه غفلت مسئولان به سرعت در قالب شبكههاي زيرزميني در برخي از شهرستانها و مراكز استان و همچنين تهران بزرگ ريشه دوانيدهاند.
در حال حاضر سايتهاي اينترنتي، به عنوان مهمترين مرجع براي ترويج شيطان پرستي در داخل كشور مطرح هستند بطوري كه از همين كانال اين جريانها توانستند در برخي از آهنگ هاي آگهي بازرگاني، و تيتراژ برخي فيلمها و سريال ها، در كنار صحنه آرايي برخي برنامه ها، آئينها و ملوديهاي خود را رواج دهند.
هالیوود و نمادها
هالیوود و نمادها
پس از کشف اتفاقی (؟!) آمریکا و نسلکشی ساکنین بومی آنجا و دستیابی به منابع سرشار این سرزمین، مهاجرت یهودیان به آمریکا با حمایت سرمایهداران یهود آغاز شد و مهمترین حرفههای سنتی یهودیان مانند ایجاد شبکههای گسترده تجارت مشروبات الکلی، عتیقهجات، مواد مخدر، فحشا، قمار، بانکداری ربوی و تبهکاری سازمان یافته، نیز به آمریکا منتقل شد. در میان نخستین نسل مهاجرین یهودی که توسط لرد راتچیلد و بارون هریش (سرمایهداران یهودی) به آمریکا اعزام شدند، بنیانگذاران صنعت سینمای آمریکا (هالیوود) قرار داشتند، مانند لویی مایر، برادران شنک، شموئل گلب فیش (که بعداً نام خود را به ساموئل گلدوین تغییر داد) لویی زلنیک، برادران وارنر، سام اشپیگل، الجانسون اسرائیل بالین (ایروینگ برلین) و غیره.








